جلسه ۳۳۷
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن
جلسه ۳۳۷
8ما در اینجا نیاز به استصحاب نداریم که شما اینقدر دارید استصحاب میکنید و جمع بین استصحابین میکنید و تعارض استصحابین را میخواهید برطرف کنید. اصلاً ما با چشممان داریم میبینیم که عابد اصنام دارد گوسفند را ذبح میکند، خب قطعاً این میته است دیگر نیاز به دلیل ندارد. چون شارع میگوید که یا مذکّیٰ یا میته، پس در اینجا اصل، اصل مثبت نیست تا با اصل عدم تذکیه اثبات میته بشود و اثبات میته بشود اصل مثبت، نه! چون دو قسم بیشتر نیست؛ إمّا مذکّیٰ و إما غیر مذکّیٰ سواءٌ أُطلِق علیه عنوانُ المیته أو أُطلِق علیه عنوان غیر المذکّیٰ هردو مسئله واحد است. این اشکال دیگری بود که بر این مبنا وارد است.
فرق حقیقی مردار با مرده
اشکال دیگری که هست این هست که در مورد میته گفتند که منظور از مردار آن است که خودش تنهایی بمیرد و منظور از ما زُهِق روحُه بِسببٍ شرعی مرده است اینهم از نظر لغوی اشتباه است. مردار به آن میتهای گفته میشود که مدتی از زمان زهاق روح گذشته باشد یعنی فرض کنید که لاشهای روی زمین بیفتد و از زمان او بگذرد مثلاً بعد از پانزده روز به آن مردار میگویند لاشه میگویند، نهاینکه به همین علل سماوی و داخلی و بدون سبب مباشر خارجی انجام گرفته باشد. اصطلاح مردار به این میگویند که از زمان زهاق روح گذشته باشد و اصطلاح مرده به آن میگویند که نگذشته باشد. لذا اگر شخصی را کشته باشند و جنازهاش افتاده باشد میگویند که بیا برو این مرده را ببین، نمیگویند که برو مردار را ببین. مرده یعنی ابتدای مرگ اما همین اگر بیست روزی بگذرد و کمکم جنازه از حالت طبیعی خارج بشود، آنوقت به همین هم مردار میگویند، اطلاق مردار و مرده در مانحنفیه نیست. این اصلاً موردش فرق میکند و اشتباه است که در اینجا بیان شده و این مسئله از موارد استعمال روشن میشود.

