جلسه ۳۴۲
توضیحات:
تنبیهات أصالة البرائة - التنبيه 2: حسن الاحتياط شرعا و عقلا
جلسه ۳۴۲
11یک وقتی ما فقط به مهم نگاه میکنیم و شارع فقط نظرش به مهم است یعنی فرض کنید که انقاذ غریق است، در آنجا نفسِ انقاذ غریق مهم است یعنی مسئله واجب است. خب الآن غریقی هست و این غریق شارب الخمر است و مرتکب معاصی کبیره است و فقط یک اسمی از اسلام را دارد، همهکاره است و فقط یک اسمی از اسلام را دارد و یک آدم جانی فلان است، یک وقتی درقبال این شخصی است که زاهد و عابد است و برادر ایمانی است و فرض کنید که رفیق راه است و همۀ جهات حُسن در این مترتب است، این اصلاً باب تزاحم نیست یعنی وقتی که شارع در اینجا حکم به انقاذ میکند، از همان اول انقاذ به رفیق تعلق گرفته است و اصلاً به دیگری تعلق نگرفته است. چرا؟ چون زمینۀ اجتماع بین فاسق و عادل تزاحم را برمیدارد و اصلاً شما نمیتوانید بروید او را نجات بدهید، اگر او را نجات بدهید مرتکب به معصیت شدید. اگر حداقل بگوییم که مؤمن در رُجحان، حالا استحباب حالا حداقل بگوییم که در فاسق مثلاً حرام است این، این حداقلش را بگوییم مستحب است. در ترجیح انقاذ آن اضافۀ بر وجوب استحباب این را دارد یعنی امر به این شده است بنابراین مسئلۀ مطلوبیت یک مسئلۀ مبهم و کلی نیست که شما در اینجا رعایت مطلوبیت در مهم را بکنید و رعایت مطلوبیت در اهم را بکنید و بهواسطۀ امر به اهم دست از مطلوبیت مهم بردارید. مطلوب دیگر در اینجا نیست، مطلوب در اینجا یکی خواهد بود.
مثل اینکه الآن وجوب صلات است درعینحال فرض کنید که بچه دارد داخل حوض میافتد و غرق میشود، خب دیگر در اینجا ادامۀ صلات [واجب نیست] این نیست که شارع در اینجا یک وجوب به صلات دارد و یک وجوب انقاذ طفل دارد که الآن دارد غرق میشود، در آنجا یکی بیشتر نیست و آن انقاذ است یعنی دیگر در اینجا مطلوب نیست. اگر فرض کنید که نماز را بخوانیم و به شارع بگوییم که خب ما نماز مطلوب را بهجا آوردیم و بچه هم غرق شد به جهنم که غرق شد! ما اینجا از شارع مطلوب عقل نخواستیم، میگوید که غلط کردی انجام ندهی! نماز را از تو قبول میکنم؟! نمازت را باید دوباره قضا کنی!

