جلسه ۳۴۲
توضیحات:
تنبیهات أصالة البرائة - التنبيه 2: حسن الاحتياط شرعا و عقلا
جلسه ۳۴۲
7منبابمثال شخصی اعمیٰ است، وقتی که اعمیٰ باشد چطور ممکن است که شارع به او بگوید که ﴿قُل لِّلۡمُؤۡمِنِينَ يَغُضُّوا﴾؟! این اصلاً از بیخ چشم ندارد که حالا یَغُضُّ أبصارُه یا لا یَغُضُّ أبصارهُ، این اصلاً به مرتبۀ فعلیت نمیرسد. اگر صد نفر زن بیحجاب هم عریان درمقابلش بایستند آیۀ ﴿قُل لِّلۡمُؤۡمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِم﴾ شامل حال او نخواهد شد. بله قُل للمؤمنینَ لا یَمَسَّوا النساء ـ اگر این آیه باشد! نداریم، حالا ما آیه را درست میکنیم! ـ شامل حالش میشود ولی آن آیه شامل حالش نمیشود، هرکدام از احکام در رتبۀ خاصّ به خودشان است.
بحث ما راجع به ملاکات نیست، بحث ما راجع به این جهت است و اگر آن مطلوبیت و ملاک محقق شد معنا ندارد شارع یک انشاء را مترتب بر این نکند، یعنی باید مطلوبیتی موجود باشد یا نباشد یا اگر مطلوبیت بود شارع حکم خود را مترتب این کرده باشد چون امکان ندارد در اینجا، مُقرِب مورد نظر شارع نباشد.
بله ممکن است انسان نسبت به بعض از ملاکات اطلاع نداشته باشد خب آن مسئلهای نیست، یک کسی ممکن است مطّلع باشد و یک کسی هم ممکن است مطّلع نباشد و اطلاع نداشته باشد یااینکه شارع بهواسطۀ مصالحی جلوی اوامر متعلقۀ به یک مطلوب را بگیرد، اینهم ممکن است. یعنی اگر مطلوبیتی در اینجا هست، چون تمام این احکام متحقق بر موضوع است، باید موضوع محقق بشود و موضوع هم همینطوری محقق نمیشود، شرائط و شروطی دارد و با تحقق به آن شرائط و شروط موضوعی را محقق میکنیم.
فرض کنید که أکرم العُلماء، اکرام عالم مُستَحسنٌ علیٰ کُلَّ حال. اینطور نیست؟! مگر شما انجام ندادید؟! اکرام عالم مُستحسن است اما همین اکرام عالم با تحقق به شرایطی که انسان در آن شرایط هست و شروطی که در آنجا هست، انسان باید منحیثالمجموع نگاه کند ببیند که استحسان در آنجا محقق میشود یا نمیشود؟ إکرام عالم مستحسنٌ نه در شرایط تحصیلی، إکرام عالم مستحسنٌ نه در شرایطی که نشود یا برای انسان مشکل باشد که انجام بگیرد. إکرام عالم مستحسنٌ اما اگر توأم با یک شرایط دیگری بشود مثلاً موجب تعریض بر افراد دیگر باشد و موجب ناراحتیشان بشود، خب در آنجا حُسن تبدّل پیدا میکند.

