جلسه ۳۴۷
توضیحات:
تنبیهات أصالة البرائة - التنبيه 2: حسن الاحتياط شرعا و عقلا
جلسه ۳۴۷
8بناءًعلیٰهذا طبق مبنای مرحوم نائینی که اوامر احتیاط ناظر به حکم عقل است و حکم عقل در سلسلۀ معلولاتِ احکام است، با این دو مقدمه نتیجه میگیریم که اوامر احتیاط نمیشود اوامر مولوی باشد بلکه باید اوامر ارشادی باشد.1 این کلام مرحوم نائینی است.
اشکال مرحوم آقای خوئی بر ایشان در اینجاست که نفس تحقق حکم عقل در سلسلۀ معلولاتِ احکام یااینکه اگر یک امری در سلسلۀ معلولات احکام باشد موجب نمیشود آن مانع از مولوی بودن این امر بشود. در اینکه حکم عقل در سلسلۀ معلولات احکام هست پس اوامر احتیاط که ناظر به حکم عقل است آن اوامر احتیاط هم در سلسلۀ معلولات احکام است، دلیل نمیشود. چرا؟ زیرا ما اوامر بسیاری داریم که در سلسلۀ معلولات هستند درحالیکه حکمشان حکم مولوی است. مانند اینکه شارع دو بار تکرار کند؛ صلّ صلّ؛ صلّ صلاةَ المغرب بعد از پنج دقیقۀ دیگر بگوید: صلِّ صلاةَ المغرب. یااینکه بگوید: صلِّ صلاةَ المغرب بعد از پنج دقیقه بگوید: أطیعونی فی ما أمرتُکُم در اینجا شارع آمده و بهواسطۀ این امر دوم در سلسلۀ معلولات قرار گرفته چون امر اول هنوز هست. یااینکه امر دوم میگوید: أطیعونی در آنجا هست خب این امر مولوی است. یک وقت است مولا میگوید که باید انجام بدهی در آنچه که من امر کردم و این چه اشکال دارد که این در سلسلۀ معلولات باشد؟! پس اینکه در سلسلۀ معلولات هست مانع از مولویت بودن این اوامر نیست بلکه آنچه که مانع است همانی است که ما گفتیم که امر مولوی در موضعی مستحیل باشد، آنجا ما اوامر را حمل بر اوامر ارشادی میکنیم نه در اینجا و اینجا محال است.2
جوابی که در اینجا میشود به مرحوم آقای خوئی داد و از مرحوم نائینی در اینجا دفاع کرد این است که در اوامر مولوی به نفس آن امر مولوی، مصلحت یا بهواسطۀ نهی مولوی، مفسده مترتب بر فعل میشود و در اوامر مکرّره مثل صلّ و صلّ، هردوی اینها دو امر مولوی مستقل است و هیچ اشکالی ندارد که شارع بگوید: صلَّ و امر دوم هم برای مبالغه و تأکید است؛ یعنی لولا امر اول، امر دوم فیحدّنفسه برای الزام کفایت میکند و این اشکال ندارد. این در سلسلۀ معلولات نیست بلکه در سلسلۀ علل است. منتها در سلسلۀ علل مؤکِّده یعنی چه امر اول و چه امر ثانی هردوی اینها در سلسلۀ علل قرار گرفتهاند. بله، آن امری که میگوید: ﴿أَطِيعُواْ ٱللَهَ وَ أَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ﴾3 که ناظر به امر اول است، آن در سلسلۀ علل قرار دارد ما کی گفتیم که آن امر، امر مولوی است ما قبول نداریم، آن امر ارشادی است، نه این امر، امر مولوی نیست. اینکه ایشان میفرمایند: اوامر مولویه باید در سلسلۀ علل باشند نه در سلسلۀ معلولات، این مسئله، مسئلۀ صحیحی است. البته جلسۀ بعد راجع به این مورد دوم توضیحی میدهیم. اینکه اوامر مولوی در سلسلۀ معلولات نمیتوانند باشند، ما در اینجا باید ببینیم که آیا آن امر اول شارع در مقام آمریت و در مقام ناهضیت، تامّ است یا نه؟ اگر امر اول در مقام آمریت تامّ بود، این امر دوم که ناظر به امر اول است نمیتواند مولوی باشد. مانند اوامری که در مقام اثبات این اوامر همه مقام اثبات را دارند؛ صلِّ، صوموا، حِجّوا و امثالذلک.
- . همان، ج 3، ص 405.
- . أجود التقريرات، ج 2، ص 203.
- . سوره نساء (4) آیه 59.

