جلسه ۳۵۵
توضیحات:
تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة
جلسه ۳۵۵
4وجود جزئیه همان تعیّن صرف الوجود و وجود بسیطه است، همان وجود بسیط که در همۀ افراد ساری و جاری است با تعیّن جزئی خودش تعیّن پیدا میکند و جزئی میشود گرچه خود وجود بسیط تعیّن شخصی دارد و بنا بر آن مسلک دقیقتر تعیّن به اصل الوجود برمیگردد و بعد به ثانی و بالعرض تعیّن به جزئیت وجود برمیگردد. پس دوتا تعیّن طولیه در اینجا هست؛ تعیّن اول تعیّنی است که به اصل الوجود است که از آن تعبیر به صرف الوجود و بسیط الحقیقه میشود که همان اشاره به مقام هو هو است که مقام احدیت و مقام صرافت و بساطت در وجود بدون أیّ لحاظٍ و أیّ صفةٍ و أیّ مرتبةٍ و أیّ نزولٍ و أیّ إظهارٍ و أیّ آثارٍ است.
این وجود به این نحو نَفسُه مُساوٍ بالتعیّن و الوَحدَة، الوَحدةِ الحَقیّةِ الحَقیقیة، نفس همین وجود فیحدّنفسه مساوی با وحدت است منتها نه وحدت به معنای واحدیت که موجب آثار است، وحدت به معنای احدیت که ثانی نمیپذیرد و دو نمیپذیرد، در وحدت این وجود در اینجا لحاظ است. حالا این وجود در مقام واحدیت میآید و در مقام اسماء و صفات تعیّن پیدا میکند، به ملاحظۀ إعمالِ کُلّ اسمٍ و کُلّ صفةٍ یَتَعیَّنُ جُزئیةٌ و یَتشخَص جُزئیة. این تعیّن و تشخص به جزئیت مساوٍ للتعیّن و التَّشخُص.
حالا این ارتباطات، محاوره، اشاره و حکایت ما به کدامیک از دو اقسام این تعیّن و تشخص برمیگردد؟ قطعاً به تعیّن ثانی برمیگردد. در تعیّن اول که اشارهای وجود ندارد، انسان به کجا اشاره کند؟! مقام هوَ هو؟! آن ته برود؟! آن بالای کرات یا ته زمین؟! به کجا اشاره کند؟! به هرجا که میخواهد اشاره کند دور میشود و به هرجا که میخواهد حکایت کند دارد از آن مقام تعیّن دور میشود و آن غیر از تعیّن است آن تعیّنی است که همهجا را گرفته است. آن وجود، وجود ساری است بر خلاف کلام مرحوم اصفهانی که در همه تعیّن در مقام واحدیت را ساری میدانند ...، خیال میکنم این مطلب را باید در زمانی گفته باشند که قبل از مباحثات ایشان با مرحوم سید بوده است که ایشان آن سرایت در تعیّنات در اقسام وجود را در مقام واحدیت میدانند مانند سرایت لابشرط مقسمی در جمیع اقسام.

