اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه‏ 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة

جلسه ۳۵۵

توضیحات:

تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه‏ 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۵۵

5
  • لابشرط مقسمی عبارت از صوت در سه قسم حرف و فعل و اسم است و ایشان این مسئله را مانند این می‌دانند البته در این قضیه هم ما حرف داریم یعنی از نقطه‌نظر انفکاک بین وجود بحت و بسیط و صرف که او را خارج از سَرَیان در مظاهر و مراعی می‌دانند حرف است. ایشان وجود بسیط و صرف و وحدت حقۀ حقیقیه را که مقام احدیت است، جدا و منحاز از مقام واحدیت و سریان وجود در مراعی و در تعیّنات جرئیه می‌دانند لذا از مقام واحدیت تعبیر به لابشرط مقسمی می‌کنند. همان‌طور که لابشرط مقسمی حضور در همۀ اقسام به تعیّنٍ ماء و ماهیتٍ ماء است، وجود انبساطی ـ نه بسیط ـ که از آن در مظاهر مختلف به فیض مقدس می‌شود عبارت از حضور مقام واحدیت در مظاهر جزئیۀ اسماء و صفات است. ایشان به این کیفیت تعبیر می‌آورند لذا ایشان می‌فرمایند که این نحوه‌ای که وجود را لابشرط گرفته‌اید، این وجود لابشرط عبارةٌ اُخری همان وجود مُهمله است که اصلاً مورد نظر و مورد خطاب قرار نمی‌گیرد. از آن فقط تشبیه به ذات و ذاتیات ماهیت می‌شود مانند ذاتیات یک شیء که متعلق برای تکلیف نیست.

  • وجود مقسمی هم متعلَق برای تکلیف قرار نمی‌گیرد به جهت اینکه وجود مقسمی هنوز تعیّن پیدا نکرده است، گرچه وجود مقسمی تعیّن خارجی دارد ولی باید تعیّن آن در ضمن یکی از اقسام باشد. صدای «س، سین» درآوردن بدون اینکه این «سین» تبدیل به سیب بشود فایده‌ای ندارد. «سین» در سیب مورد برای محاوره و جعل و وضع است نه صرف صوت، گرچه آن «سین» تعیّن خارجی دارد ولی تعیّن آن با عدم تعیّن تفاوتی ندارد و باید تعیّن جزئی بشود و مشخص در ضمن حرف و فعل و اسم باشد تا بتواند متعلَق برای محاوره باشد.

  • بنابراین تعبیری که قوم از صرف الوجود به لابشرط آورده‌اند، لابشرط مقسمی هم نمی‌تواند باشد. می‌تواند یک چیز باشد و آن عبارت از لابشرط قسمی است یعنی لابشرط شیء و لابشرط لا؛ لابشرط شَیءٍ و لا بشرط‌لاءٍ. این لابشرط که منافاتی با وحدت و با کثرت ندارد متعلَق برای تکلیف است و این لابشرط با وحدت و کثرت می‌سازد و منافات ندارد. درحالی‌که معنا و مفهوم کلام قوم این بود که مکلف با اتیان به اولین محقق، اتیان به مصلحت ملزمه را کرده است و دیگر مصلحتی وجود ندارد درحالی‌که در لابشرط قسمی، مصلحت باقی است، سواءٌ اینکه مصلحت به وحدت تعلق بگیرد یا به تعدد تعلق بگیرد. مثل وقتی که می‌گوییم که عند الجوع لازم است که انسان تغذّی کند. حالا الآن لازمۀ این جوع غذا است؛ لازمۀ جوع لیل غذا است، لازمۀ جوع نصف الیل غذا است، لازمۀ جوع صبح غذا است و لازمۀ تمام این جوع‌ها آن مصلحت ملزمه‌ای است که ایجاب می‌کند که در مقام رفع جوع برآید، قضیه این‌طوری است. این لابشرط قسمی شد. پس چقدر این لابشرط قسمی خوب است و انسان باید قربان این لابشرط قسمی بگردد! اما اگر شارع می‌گفت لابشرط شیء دیگر با اتیان یک وعده ...

/