
جلسه ۳۶۶
البحث الثالث: أصالة التخییر .
جلسه ۳۶۶
توضیحات:
البحث الثالث: أصالة التخییر .
جلسه ۳۶۶
12بناءًعلیٰهذا در مسئلۀ اخذ به روایت، دیگر حکم به اباحۀ شرعیه و حکم به برائت نمیشود کرد چون حکم به برائت معنایش این است که در اینجا حکمی وجود ندارد درحالیکه ما میدانیم یا این وجود دارد یا آن وجود دارد. پس باید اخذ بِأحدهما التزاماً باشد. اما آنچه که در اینجا به نظر میرسد این است که مشکل ما مشکل در مقام آمریت و در مقام ناهویت و در مقام مولویت است؛ یعنی ما مشکل نداریم که در خارج نمیتوانیم عمل کنیم، مشکل در اول به خود روایت و به خود حکم برمیگردد. مشکل از مقام شارع و از مقام جعل است. در واقع میشود گفت که مشکل، مشکل سماوی است نه مشکل ارضی. وقتی که راوی یک خبری را نقل و راوی دیگر خلافش را نقل میکند این برگشتش اصلاً به مقام جعل است یعنی خود دوتا روایت قبل از اینکه بخواهد به ما برسد، نفس بروز دو روایت همدیگر را ازبین میبرند و نمیگذارند نوبت به ما برسد! فرض کنید که دو راوی در اینجا نشستهاند محمد بن مسلم در اینجا نشسته است و أبیبصیر در آنجا نشسته است و [در یک لحظه] یکی میگوید: صَلّ صلاة الجمعة و دیگری میگوید: لا تُصّل صلاة الجمعه! تا این دوتا میگویند که صَلّ و لا تُصّل! قبل از اینکه به گوش ما برسد اینها همدیگر را دفع میکنند! یعنی این روایت در مقام تعارض، خودش روایت دیگر را دفع میکند سواءٌ وصَل إلینا أو لَم یصل إلینا! مشکل، مشکل ما نیست بلکه مشکل روایت است.
یک وقتی امام علیهالسّلام روایت را نقل میکند. محمد بن مسلم هم برای ما نقل میکند. ما در مقام عمل نمیتوانیم عمل کنیم، پای ما چلاق است نمیتوانیم نماز جمعه برویم، هزارتا مشکل داریم، خر نداریم که سوار آن بشویم برویم! مشکل از ناحیۀ ما است که نمیتوانیم برویم، میگوییم چه بکنیم؟ آیا نماز جمعه برویم یااینکه صبر کنیم به مقدار خواندن نماز، دست از نماز بکشیم بعد نماز بخوانیم! آنطور که بعضیها فتوا میدهند و فتوای اشتباه هم میدهند! ولی در اینجا مشکل، مشکل ما نیست بلکه مشکل خود امام است یعنی نهاینکه متوجه امام باشد بالأخره مشکل سماوی است نه مشکل ارضی.
