
جلسه ۳۶۶
البحث الثالث: أصالة التخییر .
جلسه ۳۶۶
توضیحات:
البحث الثالث: أصالة التخییر .
جلسه ۳۶۶
9حدیث رفع را هم که گفتیم: جعل حکم واقع نمیکند که مصوّبه باشیم، در حدیث رفع جعل حکم مماثل هست یعنی حکم به واقع مرفوعٌ عنه و مرفوض است. ما کاری با حکم واقع نداریم. ما در مقام تکلیف میخواهیم بدانیم چهکار بکنیم؟! حالا خدا این را حرام کرده یا حلال کرده است به من چه مربوط است؟! میخواست برای ما بیان کند. حالا که من نسبت به قضیه شک دارم خدا گفته است گفته تو به حکم واقع چهکار داری؟! تو بیا این را بیان کن! اتفاقاً مورد داریم که امام علیهالسّلام به آن شخص که از حضرت سؤال میکند ـ ظاهراً در زمان غیبت صغریٰ بود که آن شخص قمّی برای حضرت نامه مینویسد ـ که آیا تکبیر بعد از سجدۀ ثانیه مستحب است یااینکه مستحب نیست و مکروه است؟! حضرت میفرماید که در اینجا دو روایت داریم؛ یک روایت دلالت بر استحباب میکند و یک روایت دلالت بر ترک میکند.1
حضرت حکم را بیان نمیکنند و از این جواب معلوم میشود که خود حضرت داعی دارد بر اینکه همین وضعیت ظاهر در اینجا رعایت بشود. حضرت میفرمایند که عمل به مقتضای ادله بکنید. یااینکه فرض بکنید وقتی که علامه حلی از آن حضرت راجع به قضیهای سؤال میکند؛ حضرت میفرمایند که این روایت در تهذیب هست شما آن روایت را ببینید.2 حکم را بیان نمیکنند. او میرود و میبیند که بله در صفحۀ فلان یک همچنین روایتی مثلاً در تهذیب نقل شده است یعنی مرام و شیوۀ عمل امام علیهالسّلام در زمان غیبت بر عمل به ظاهر بوده است نهاینکه بیان واقع باشد.
اگر یادتان باشد ما این را در بحث اجماع ـ که رد کردیم ـ مطرح کردیم که اصلاً لطف این نیست که امام علیهالسّلام بیاید حکم واقع را بیان بکند، نهخیر! اولاً ما نمیدانیم بر عهدهاش چه هست که بخواهیم فضولی در کار امام بکنیم! آیا امام علیهالسّلام باید از دین دفاع بکند؟! به من چه مربوط است! وظیفۀ من نیست که بخواهم برای امام علیهالسّلام تعیین تکلیف بکنم! آیا امام علیهالسّلام وظیفهاش این است که مردم را نجات بدهد؟! اینهمه نسل اندر نسل آمدهاند و کار اشتباه کردند و نمیدانم فتواهای اشتباه را دارند عمل میکنند و امام کاری نمیکند و کاری به کارشان ندارد! اینهمه فتواهای اشتباه! یک عده آمدند گفتند که آب چاه نجس است! علامۀ حلّی و محقق آمدند گفتند که طاهر است! بالأخره امام کدام یک از اینها را تأیید کرده است؟! و هَلُمَّ جرّاً!
- . بحار الأنوار، ج 53، باب 31ـ ما خرج من توقیعاته علیهالسّلام. ص 154
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به قصص العلماء، ص ۸۸5.
