
جلسه ۳۶۷
البحث الثالث: أصالة التخییر .
جلسه ۳۶۷
توضیحات:
البحث الثالث: أصالة التخییر .
جلسه ۳۶۷
7عدم حجیت خبر واحد در قبول مسائل اعتقادی
اینجاست که به خصوص مبنای ما در قبول مسائل اعتقادی بر عدم حجیت خبر واحد است و همان مرام و همان مبنای مرحوم علامه طباطبایی و مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیهما ـ است و همۀ اینها بهخاطر این قضیه است اینکه ما با چشممان داریم میبینیم.
أبی بصیر علم غیب که ندارد او هم یک آدم خوبی است بسیار قبولش داریم دستش را هم میبوسیم و پشت سرش هم اقتداء میکنیم اما نهاینکه دیگر هرچه گفت قبول کنیم! این نیست! مجتهد باید شرایط عقلائیه و سیرۀ عقلائیه در اتّباع از هر موردی را رعایت کند! در کجا، چه مبنا؟ فرض کنید یک وقت خبر، خبر طهارات و نجاسات و از این قبیل است خب حالا خیلی قضیه برنمیخورد. حالا دو مشت آب یا یک مشت آب، این خیلی مسئلهای نیست. یک وقتی مسئله یک مطلب اعتقادی است که یک بنای بر پیریزی یک مسئلۀ اعتقادی است، دیگر آنجا این حرفها نداریم.
علیٰکلّحال بنابراین در باب تعارض خبرین مشکل ما اینجاست امام علیهالسّلام یکی از این دوتا را نگفتهاند، وقتی نگفتهاند جناب آخوند و جناب شیخ چطور شما در مقام عمل میتوانید احراز بکنید؟! این مسئله چطور متمشی از مکلف در مقام عمل میشود که وقتی دارد به این خبر عمل میکند خود را کأنّ مقابل امام صادق میبیند که حضرت میفرمایند: صدِّق أبابصیر؟! یعنی فی لحظةٍ یَخطُر بِبالِهِ هذا الخطور یَخطر بِبالِه ضد هذا الخطور! یعنی در همان لحظهای که میخواهد به این خبر أبیبصیر عمل کند که حضرت میخواهند به او بگویند: صدِّق أبابصیر در همان لحظه میگویند: لا تُصدِّق أبابصیر و تعارض در باب جعل پیش میآید. حالا نگوییم که در باب جعل، در باب تنجّز.
اصلاً بالاتر از این؛ امام صادق در اینجا نشستهاند و دیگر أبابصیر وجود ندارد، امام صادق بگویند که صلِّ فی هذه الساعة و لا تُصلِّ فی هذه الساعة شما چهکار میکنید؟! دیگر بالاتر از اینکه نداریم! حذف ابابصیر، ابن أبیعمیر، محمد بن مسلم، أبان و... همه را حذف کردیم، خب اگر حالا امام صادق آمد اینطوری به ما گفت، این تعارض در مقام تنجّز است و نمیگذارد به فعلیت برسد! یااینکه ما این خیال را کردیم، امام نمیآید بگوید: صلِّ و لا تُصلِّ! این مسخره است! ما این تصوّر را کردیم امام که الآن فرمود: صلِّ، صلِّ فرمود یا لا تُصلِّ؟! بعد هم امام رفت و ما دیگر دسترسی نداریم. چهکار کنیم؟! اگر بگوییم که از باب احتیاط صلّ، خب این منافات دارد و تعارض میکند با لا تصلِّ خب در اینجا چهکار بکنیم؟! مسئله تساقط است و شکی در آن نیست. چرا؟! ملاک در اینجا داریم. مانع، مانع سماوی است. مانع، مانع ارضی نیست که در باب تزاحم دو نفر از باب انقاذ غریق باشد. مانع، مانع سماوی است. مانع سماوی عدم فهم مخاطب است. مگر عدم فهم مخاطب مسئلۀ ارضی است؟! مسئلۀ سماوی است دیگر! چه فرق میکند امام علیهالسّلام مطلبی روایتی بگویند بهدست من نرسد یا امام علیهالسّلام روایتی بگویند بهدست من مشکوک برسد، هردو یکی است تفاوت ندارد. من قدرت بر فهم ندارم. نه قدرت بر عمل، این دوتا است.
