اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

البحث الثالث: أصالة التخییر .

جلسه ۳۶۸

توضیحات:

البحث الثالث: أصالة التخییر .

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۶۸

8
  • مطلبی دیگری که مرحوم آخوند نقل می‌کند همان مطلبی است که ما سابق گفتیم که در دوران امر بین محذورین توقف و اباحۀ عقلیه در جایی است که رجحان نباشد. اما اگر در یک جا رجحان بود و انسان از قرائن و شواهد متوجه شد یا جانب وجوب و یا جانب حرمت دارای رجحان است خب طبعاً این مسئله از توقف بیرون می‌آید و به ترجیحات موکول می‌شود و دیگر دوران بین محذورین در اینجا نیست. و آن قاعدۀ عقلیه که توقف درصورت عدم امکان از امتثال است محکوم قاعدۀ عقلیۀ دیگر است که جانب رجحان را بر جانب مرجوح ترجیح می‌دهد خصوصاً اینکه جانب رجحان در أحدهما بسیار قوی باشد مثلاً در مورد دماء، نفوس، امثال‌ذلک و در این‌گونه اموری که خیلی قبیح است.

  • من‌باب‌مثال مولا می‌گوید که أکرم زیداً، ما شک داریم این اکرام زید امر است یا تهدید است چون مولا با زید یک خصومت عجیبی دارد و دشمن و خصم مولا است و اکرام زید اهانت به مولا تلقی می‌شود یعنی مسئله صرف‌نظر از خود تکلیف جوانب و آثار خارجی پیدا می‌کند دراین‌صورت قطعاً جانب عدم اکرام ترجیح دارد چون اگر انسان زید را اکرام کند، این وجوب اکرام و اتیان عملی است که مستقیماً با خود زید مربوط است؛ بین انسان و زید است. ولی از آن‌طرف انسان می‌داند که اکرام زید با وجود خصومت با مولا اهانت بر مولا تلقی می‌شود و قطعاً مولا راضی بر این مسئله نیست. لذا در جایی که شک کند که مولا با زید آشتی کرده است که می‌گوید که أکرم زیداً یا تصور کرده است که من می‌خواهم اکرام کنم و می‌گوید که آقا اگر می‌خواهی برو و در فلان مجلس شرکت کن؛ مجالسی که اصلاً قطعاً مخالف است و شرکت در آن مجالس در حکم مقابلۀ با این طرف تلقی می‌شود. دراین‌صورت قطعاً عقل جانب عدم اکرام را بر اکرام ترجیح می‌دهد و او را ملزم می‌کند یعنی الزامی که لا یَجوزُ التَخطّی عنه و دیگر در اینجا مسئله از استواء طرفین خارج می‌شود و قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان دیگر در اینجا جاری نمی‌شود زیرا در اینجا به‌واسطۀ قرائن و آن شواهد خارجی نفس شبهۀ أحدهما در نزد عقل منجّز می‌شود لذا اگر اکرام نکرد می‌تواند بگوید که من در اینجا شک داشتم که شما امر کردید یا تهدید کردید. ولی مولا نمی‌تواند به او بگوید که چرا اکرام کردی؟! اگر اکرام کرد نمی‌تواند دلیل بیاورد و مولا می‌گوید که مگر تو بین اکرام و عدم اکرام شک نداشتی؟! می‌گوید که شک داشتم. می‌گوید که می‌خواستی جانب عدم اکرام را بگیری، چرا جانب اکرام را گرفتی؟! تو که می‌دانستی من با این دشمن هستم و اکرام زید موجب هبوط شخصیت و اسقاط شخصیت من است، چرا این مسئله را درنظر نگرفتی؟! تو مگر نمی‌گفتی که طرفین مساوی بودند؟! چرا این مسئله را درنظر نگرفتی؟! در اینجا می‌ماند و عقل او را ملزم می‌کند به اینکه جانب رجحان را انجام بدهد و مسئله هم همین‌طور است. بله، در جایی که رجحان نباشد دوران امر بین محذورین اقتضای توقف را می‌کند اما اگر حتی فی‌الجمله رجحانی وجود داشته باشد مسئله از دوران بین محذورین خارج می‌شود.

/ 260