اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين‏

جلسه ۳۷۳

توضیحات:

البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۷۳

12
  • در یک جنگی حضرت می‌خواستند عده‌ای را بفرستند، گفتند که فلانی فرمانده شما باشد و نماز را هم همان شخص اقامه کند و اگر کشته شد فلان شخص جایگزین وی باشد و بعد رسیدند به اینکه هرکسی که یک آیه قرآن بیشتر از دیگری بلد باشد او فرمانده است.1 ببینید ملاک، بیرون آمدن از بن‌بست و صعوبت و اشکال است ولو به حفظ آیه‌ای از آیات؛ کسی که یک آیه بیشتر بلد باشد ترجیح دارد بر آن کسی که بلد نیست. همه هم این روش را قبول می‌کنند و حرف خوبی است. وقتی انسان در مقام ترجیح قرار می‌گیرد این‌طور می‌شود. وقتی این جهت باشد، مسائل خیلی پیچیده و زیاد می‌شود؛ اینکه در آن‌وقت مسئلۀ عدل را چگونه باید معنا کرد، نوبت را چگونه باید معنا کرد، آیا زود آمدن یا دیر آمدن ملاک است.

  • یادم هست که این مسئله را چند سال پیش مطرح کردیم مثلاً الآن چشم دو نفر فوراً باید عمل شود و یکی مرحوم آقا و دیگری یک فرد چهل سالۀ عادی است که آن شخص زودتر از مرحوم آقا به بیمارستان مراجعه کرده است و هردو هم همین امروز باید عمل شوند و اگر عمل نشوند یکی از این دو امروز کور می‌شود. چه باید کرد؟! آیا باید گفت که آن کسی که زودتر آمده باید عمل شود ولو اینکه مرحوم آقا چشمش کور شود؟! خب بشود خدا این‌گونه خواست! یااینکه باید گفت که به‌خاطر ملاحظاتی مرحوم آقا باید عمل شود؟! اینها چیزهایی است که من خیال می‌کنم منظور شماست که در این مواردِ مشکل عرف به چه مسائلی رجوع می‌کند. اینها را دیگر انسان درصورتی‌که خودش نتوانست برسد باید از لابه‌لای متون ملاکاتش را به‌دست بیاورد.

  • تلمیذ: اینکه شما می‌فرمایید دیگر مسئلۀ عقل است.

  • استاد: عقل است اما راه‌های وصول به عقل را انسان باید در نظر بگیرد. یک‌دفعه یک روایت می‌تواند عقل را روشن کند و راه را به او نشان دهد. مثلاً در جنگ یمامه که اتفاق افتاد، هفتاد نفر از قاریان قرآن کشته شدند2 و در جنگ بعدی امیرالمؤمنین علیه‌السّلام دیگر نگذاشتند که قاری قرآن در جنگ شرکت کند. چون اگر شرکت می‌کردند آنها هم کشته می‌شدند و دیگر کسی نمی‌ماند. بااینکه جنگ و جهاد برای همه است اما چون در اینجا مسئلۀ اهم وجود دارد که بقاء قرآن است، این بقاء قرآن می‌آید و مسئلۀ عدل را توجیه می‌کند و عوض می‌کند. این امر می‌تواند به‌عنوان ملاک برای خیلی از قضایا قرار گیرد. شاید بگویند که خب کشته شوند، بالأخره خدا این‌گونه می‌خواهد، یا خدا می‌خواهد شخص بمیرد! نه، این‌طوری نیست و مسئله هم باید حساب و کتابش لحاظ شود.

    1. . مصدر در حال بررسی
    2. . الفتوح، ابن اعثم، ج 1، ص 34.
/ 260