جلسه ۳۷۵
توضیحات:
البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين
جلسه ۳۷۵
6مطلبی که در اینجا به نظر میرسد و این را هم ذکر کردهاند ـ إنشاءالله جلسۀ بعد سر مطلب مرحوم آخوند میرویم ـ عبارت از کیفیت اطراف علم اجمالی با وجود قیام امارات است
ماحصل مطلب قوم در اطراف علم اجمالی
ماحصل مطلب قوم و اجماعی که قوم در اینجا دارند، عدم جواز برائت در اطراف علم اجمالی شد و همانطوریکه علم تفصیلی منجّز تکلیف است، علم اجمالی هم در شبهات محصوره منجّز تکلیف خواهد بود. اما اگر فرض کنید که در موارد علم اجمالی بر احد اطراف یا بر همۀ اطراف امارهای قائم بشود، خب اگر این اماره با نفس علم اجمالی موافق باشد عمل علیٰ وِفقِ الأماره واجب است. فرض کنید إنائین مشتبهین هست که یک اماره بر نجاست این إناء و یک اماره بر نجاست آن إناء قائم میشود. خب این اماره بر وفق علم اجمالی است و در اینجا عمل به امارتین واجب است.
ترجیح بلا مرجح بودن اخذ به أحد الأماره دون دیگر
اما اگر اماره بر خلاف جری علم اجمالی و مدلول علم اجمالی قائم بشود، مثل اینکه دو اماره قائم بشود، یکی بر طهارت این إناء و دیگری بر طهارت آن إناء، خب درصورت تعارض بین اماره و خود علم اجمالی در اینجا چه باید کرد؟ بحث تعارض امارتین پیش میآید. چون قطعاً خود نفس آن امارات نمیتوانند با علم مخالفت کنند، فرض کنید یک اماره آمده بر اینکه این طاهر است و یک اماره هم آمده بر اینکه این طاهر است درحالیکه قطعاً میدانم أحدهما نجس است حالا آنها اطلاع ندارند ولی یکی از آنها بالأخره اشتباه میکند. چون علم مقدم بر اماره است، در اینجا بهواسطۀ عدم مقاومت امارات درقبال علم اجمالی، خود آن امارات با همدیگر تساقط میکنند. چون اخذ به أحد الأماره دون دیگری ترجیح بلا مرجح است، پس با هم تساقط میکنند و تساقط آنها باید بر باب تراجیح برود و یا رجوع به اصل است که در اینجا خود معلوم بالإجمال و حجیت او وجود دارد، یااینکه نه، از باب ترجیح است که در تخییر عمل بِأحدهما است که در عمل بِأحدهما در آنجا احد الأمارتین معمولٌ به واقع میشود. پس از یک إناء اجتناب میشود و از إناء دیگر اجتناب نمیشود که مخالفت با آن علم اجمالی هم نشده باشد.

