اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

دوران علم اجمالی بین اقل و اکثر و متباینین

جلسه ۳۸۰

توضیحات:

دوران علم اجمالی بین اقل و اکثر و متباینین

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۸۰

5
  • بنابراین وقتی که ما قائل باشیم بر اینکه ادلۀ سعه و یا ادلۀ حجب و شک در ظرف شک و در ظرف تحقق احتمال هست، با وجود بعث فعلی و تمامیت دلیل و علیت تامۀ دلیل دیگر در آنجا شبهه‌ای باقی نخواهد ماند و اینکه ما در اینجا در دوران بین أحدهما قرار گرفتیم و روایتی عتق رقبه را واجب می‌کند و روایت دیگری اطعام ستین مسکین یا صوم شهرین متتابعین را اثبات می‌کند، در اینجا هیچ‌گونه منافاتی را موجب نمی‌شود چون هردو دلیل ما در اینجا دلیل فعلی است. این مسئله بسیار مسئلۀ مهمی است؛ این مسئله‌‌ای که مرحوم آخوند در اینجا فرمودند بسیار مسئلۀ مهمی است و این مطلب را إن‌شاء‌الله در جلسات بعد عرض می‌کنیم که این بحث در مورد جریان علم اجمالی در موارد اضطرار و یا در مواردی که أحدهما از مورد جریان تکلیف خارج می‌شوند و از دایرۀ تکلیف خارج می‌شوند آنجا به‌درد می‌خورد که آیا در آنجا رعایت احتیاط باید بشود یا نشود. و همین مسئله همان چیزی است که ما قبلاً نسبت به او به جدّ در مقام اثبات بودیم.

  • در بحث اثبات احتیاط و ادلۀ احتیاط ما چه عرض کردیم؟ عرض ما در آنجا این بود که دلیلین مثبتین تکلیف هرکدام اینها در مقام خود به فعلیت رسیدند و شارع آنچه را که از مکلف می‌خواهد اتیان به مأمورُ به است و وقتی که مأمورُ به می‌تواند با اتیان طرفین قطع به برائت ذمّه پیدا کند نمی‌تواند منجّزی او را رادع و مانع از اتیان به آن مکلفٌ به و اطراف آن علم اجمالی بشود. مانند بحث غناء و امثال‌ذلک که گذشت. البته همان‌طوری‌که عرض کردم بحث‌های اینها در آخر قضیه بعد از اینکه این بحث‌ها تمام شد خواهد آمد.

  • بنابراین کلام مرحوم آخوند در اینجا کلام تمامی است. ایشان می‌فرمایند که هردو روایت در مقام فعلیت یا هردو دلیل در مقام فعلیت تامّ هستند. بسیار خب هردو تامّ است و باید به هردو عمل کرد؛ این روایت می‌گوید: کفاره عتق رقبه است و واجب است و سندش هم متقن است و صحت دارد و روایت هم روایت صحیح است و باید به آن عمل کرد و آن روایت هم می‌گوید که ستین مسکین است و ما می‌دانیم که قطعاً یکی از این دوتاست و این‌طور نیست که هردو باشد. بسیار خب! در مقام اتیان چه مانعی از عدم اتیان به هردو وجود دارد؟! چه مانعی وجود دارد؟! ببینید عقل در اینجا حاکم به این است که أحدهما لیس بِواجبٍ چون بحث، بحث علم اجمالی است و روایت نمی‌گوید که أعتق رقبة و صُم شهرین متتابعین یا أطعِم ستین مسکیناً به‌عنوان «واو» نیست که جمع باشد به‌عنوان «أو» است منتها این «أو» یک وقت در نفس روایت واحده جمع می‌شود أعتق رقبةً مؤمناً أو أطعِم ستین مسکیناً در اینجا مسئله مسئلۀ تخییر است؛ در اینجا تخییر تخییر شرعی است بر اینکه إمّا أعتق رقبة و إمّا اطعام ستین مسکیناً به مدلول خود دلیل شرعی لا بأمرٍ آخر، به مدلول خود دلیل شرعی در اینجا وارد است. یک وقتی در اینجا عقل حاکم است بر اینکه أحدهما مکلفٌ به است و مورد تکلیف است و الأخر لیس بموردٍ لِلتکلیف و لکن هو عاجزٌ عن التعیین بحث این است؛ عقل می‌گوید که در این مانحن‌فیه که بحث علم اجمالی است هردو واجب نیست. لسان روایت ساکت از این مسئله است.

/