جلسه ۳۸۳
توضیحات:
باب اشتغال و احتیاط
جلسه ۳۸۳
4حالا ما بحث را اصلاً روی عین واقع میبریم حالا اگر در واقع اصلاً أحدهما خمر بود خب اینکه دیگر اَوضح است یعنی بحث از مقام علم و تکلیف خارج میشود و بحث روی عینیت خارج میآید. در واقع و در نفس الأمر أحدهما خمرٌ. وقتی که أحدهما خمر شد مقدمۀ موصله به ارتکاب خمریت از باب حرمت تناول خمر حرام میشود. پس تناول جمیع اطراف حرام میشود. وقتی که حرام شد یک قسم باقی میماند.
حالا اگر ارتکاب ما مقدمۀ موصلۀ علمیه یا مقدمۀ موصلۀ ارتکاب حرام واقعی و نفسالأمری نبود، پس این دیگر حرام نیست.
تلمیذ: بحث تجری است؟
محل بحث تجرّی
استاد: نه آن بحث تجرّی اصلاً جدا است بحث تجرّی در مقام تنجز فعل است، اینجا هنوز تکلیف منجّز نیست، تجرّی به آنجایی میگویند که برای مکلف فعلیت حکم ثابت شده باشد، مثل اینکه میداند هذا خمرٌ، بیاید بخورد. ولی وقتی که هنوز در مقام اصل فعلیت حکم شک دارد دیگر تجرّی معنا ندارد.
پس برای آن قسم ثانی جواز مخالفت احتمالیه است و اشکال ندارد. چرا؟ چون ارتکاب أحد الإنائین بهعنوان مقدمۀ برای حرام نیست من یک إناء میخورم لعلّ اینکه حرام در این باشد. پس به این دلیل مستدلین به حرمت مخالفت قطعیه به ادلۀ حلّ استدلال بر حرمت مخالفت احتمالیه و جواز موافقت احتمالیه میکنند.
تلمیذ: ادلۀ حِلّ مگر نسبت به مشکوک بدوی جاری نمیشود؟! ادلۀ حِلّ نسبت به شک بدوی جاری میشود.
استاد: نه چه کسی گفته؟! کجا نوشته؟! عام است و توسعه دارد؛ «کُلُّ شیءٍ هو لک حلالٌ حَتَّی تَعلَمُ أنّهُ حَرامٌ بِعَینِهِ» هم شبهات ابتدائیه را شامل میشود و هم شبهات اطراف علم اجمالی را.
تلمیذ: در اینجا ادعای اجماع نداریم؟
استاد: شیخ بعد میآید ادعای اجماع میکند و میگوید که اجماع این روایات را کنار گذاشته است که البته نسبت به آن اجماع حرف هست. فعلاً ما در مقام استدلال راجع به خود اصل روایت داریم صحبت میکنیم.

