جلسه ۳۸۳
توضیحات:
باب اشتغال و احتیاط
جلسه ۳۸۳
5اشکالی بر اصل استدلال وارد میشود ما حالا صرفنظر اینکه آیا روایات حِلّ شامل مانحنفیه میشود یا نمیشود ...، اصل استدلال بر این بود که غایت روایت حِلّ عبارت از علم تفصیلی است و چون در اتیان به اطراف علم اجمالی، علم تفصیلی وجود ندارد، بنابراین ارتکاب اطراف علم اجمالی بلامانع است البته بعضی از اطراف، نه همۀ اطراف.
تلمیذ: ...
استاد: نه، ما در روایت حِلّ بهدنبال میگردیم؟ الآن اگر مستدّل بیاید استدلال کند بر اینکه فرقی بین تکلیف تفصیلی و تکلیف اجمالی نیست. اگر مدّعی این ادعا را بکند جوابی که از این داده میشود این است که در روایت حِلّ علم تفصیلی فقط استثناء شده اما علم اجمالی استثناء نیست بلکه داخل در جواز تناول است چنانچه شما در علم تفصیلی اگر تفصیلاً بدانید هذا خمرٌ، دیگر روایت حلّ نمیآید بگوید: «کل شیء لک حلال حتی تعلم هذا خمرٌ! وقتی بگوییم که هذا خمرٌ دیگر روایت حِلّ و ادلۀ برائت اینجا چهکار میکنند؟! ادلۀ برائت درصورت قطع که دیگر سریان ندارند پس محطّ ادلۀ برائت و از جمله روایات حلّ در مورد شک است؛ شک در آنجایی هست که علم تفصیلی نباشد و اگر علم تفصیلی باشد که شک نداریم، شک مناقض با علم تفصیلی است. بنابراین غایت ادلۀ حِلّ به علم تفصیلی است نه به علم اجمالی. بنابراین در مانحنفیه که علم اجمالی است ادلۀ حِلّ در علم اجمالی جاری است. در همۀ اطراف یا در بعضی از اطراف، اگر در همۀ اطراف باشد اشکال ارتکاب به حرمت قطعیه در اینجا لازم میآید؛ حرمت قطعیه سواءٌ کان بِعلم التفصیلی و سواءٌ کان بِعلم الإجمالی در اینجا این پیش میآید.
بنابراین برای عدم ورود در مهلکۀ ارتکاب حرام، ادلۀ حلّ مِن ناحیةٍ تُجوِّزُ ارتکاب بعضَ المحتملات و مِن ناحیةٍ لا تُجوِّزُ ارتکاب جمیع المحتملات این استدلال محقق قمی و مرحوم خوانساری و امثالهما است.
تعریف معلوم بالذات در قضایای طبیعیه

