جلسه ۳۸۵
توضیحات:
اسرار الصلاة
جلسه ۳۸۵
3مرحوم شیخ در اینجا بیان دیگری دارند که محشّین و مقرّرین کلام مرحوم آخوند را بر کلام مرحوم شیخ ترجیح میدهند. کلام مرحوم شیخ این است که وقتی تکلیف به أحدهمای متعیّن تعلق بگیرد، دراینصورت از باب تقدّم طبعی حکم تفصیلی، این حکم تفصیلی غالب و حاکم بر علم اجمالی میشود، پس شارع وقتی میگوید که شما بیا این إناء را تناول کن آمده این إناء را از اطراف علم اجمالی بیرون برده است. وقتی که به حکم شارع این إناء از اطراف علم اجمالی بیرون برود آنطرف دیگر معادلی ندارد تا علم اجمالی شاملش بشود، معادلش چیست؟! این دیگر فاقد معادل است. حکم شارع به معادل تعلق گرفته است، شارع گفته این را بخور و لعلّ اینکه متنجّس این باشد، وقتی که شارع میگوید که این را اتیان بکن متعیناً، کأنَّ گفته است که من این علم اجمالی تو را به لا علم اجمالی تلقّی میکنم چون تو را مکلف به تناول یک إناء متعیّن میکنم. این إناء بهطورکلی حساب و کتابش از دایرۀ علم اجمالی بیرون است. چون اگر داخل در دایرۀ علم اجمالی باشد جمع بین متنافیین است. علم اجمالی حاکم به اجتناب است درحالیکه حکم شارع حاکم به تناول است. پس میگوید که من این علم اجمالی را تنزیلاً ـ لا حقیتاً و واقعاً ـ لا علم اجمالی تصور میکنم. پس وقتی که حکم اجمالی تنزیلاً بلا علم شد شک به شبهه بدوی برمیگردد چون ما دهتا شک که نداریم. چون شک ما یا محکوم به علم اجمالی است یا شک بدوی است. پس این معادلی ندارد تااینکه محکوم به علم اجمالی باشد. این دلیل، دلیل شیخ است.1
خب آنطرف قضیه چه چیز هست؟ حالا اگر حکم اشاره به أحدهمای غیر متعیّن تعلق بگیرد مثل شرب دوا، الآن فرض کنید در این اتاق کسی محبوس و محصور هست و برای خوردن دوا محتاج به تناول أحد الإنائین میباشد. خب نگفته که این إناء به خصوص را بخور؛ یا این را یا این را بخور. وقتی که شارع میگوید یا این را بخور یا این را این دیگر با مسئلۀ اول فرق میکند. چرا فرق میکند؟
- . فرائد الأصول، ج 2، ص 233 ـ 237.

