جلسه ۳۸۷
توضیحات:
برائت 2 ـ تعارض ادله حل با علم اجمالی
جلسه ۳۸۷
5معنای اتحاد تنزیلی و بالعنایه
چرا امام سجّاد میفرماید که «اللهم العَن بَنی أُمیةَ قاطِبَة» یااینکه در آیات قرآن هم این مسئله را داریم و این عجیب است یعنی از شاهکارهای ادبی قرآن است مثلاً دربارۀ یهود دارد: ﴿وَإِذۡ قُلۡتُمۡ يَٰمُوسَىٰ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ نَرَى ٱللَهَ جَهۡرَةٗ فَأَخَذَتۡكُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ وَأَنتُمۡ تَنظُرُونَ﴾1 یا ﴿وَإِذۡ قَتَلۡتُمۡ نَفۡسٗا فَٱدَّٰرَٰٔتُمۡ فِيهَا وَٱللَهُ مُخۡرِجٞ مَّا كُنتُمۡ تَكۡتُمُونَ﴾2 یا مثلاً آیاتی که مربوط به اعمال و کردار اقوام سَلف است و خداوند این آیات را خطاب به مخاطبین و مشافهین در زمان نزول میکند. تمام اینها عبارت از یک اتحاد تنزیلی است، البته در مورد ائمه علیهمالسّلام اینطور نیست و خواستیم تشبیه کنیم والاّ نسبت به ائمه یک مسئلۀ واحد است و تفاوتی ندارد. یک اتحاد تنزیلی و اعتباری و عنایتی و بالعنایه است که مجموع افراد ولو اینکه دارای متمایزات متعددی هستند ولی چون در تحت یک عنوان یا عناوین متعدده مشترک هستند، حکم مصداق واحد بر آنها مترتب میشود چون هردو قائل به یک مطلب هستند حکم به مصداق واحد میشود چون هردو طیف رَضَوا بِعَمل آبائهم با آباء اتحاد برقرار میکنند، این اتحاد را اتحاد تنزیلی و بِالعِنایه میگویند و روی این جهت ما میتوانیم بگوییم که إنائَین مُشتبهَین در اینجا در واقع إناء واحد است که حکم احتراز و اجتناب روی آن رفته است.
علت اعراض مشهور
پس وقتی میگوید که اجتَنب عن الخمر، ما نمیتوانیم بگوییم که این مشکوک الخمریه است بلکه این و آن ـ هردوی اینها ـ در تحت عنوان اجتناب از خمر قرار گرفتهاند و این باعث میشود که حکم اجتناب از خمریت بر هردوی اینها بهعنوان واحد مترتب بشود و از این باب علم اجمالی شامل مانحنفیه میشود.
پس وقتی که امام علیهالسّلام میفرماید: «حَتّی تَعرفَ الحَرام مِنهُ بِعَینه»، «بِعَینه» هم در اینجا صادق است منتها یک عینیت، عینیت واقعیه است و یک عینیت، عینیت مجازیه است و امام هردوی اینها را میفرماید. ما میتوانیم به این کیفیت این را داخل در این مسئله کنیم و وقتی که در این قضیه داخل شد خب آنوقت دیگر احتیاج به اعراض مشهور نداریم. برای چه مشهور باید از این قضیه اعراض کند؟! دلیل اعراض مشهور تعارض این روایات با الزام مقتضای علم اجمالی بود، مفهوم این روایات با مقتضای علم اجمالی در تعارض است و چون الزام علم اجمالی غلبه دارد این را در موارد شبهۀ بدویه منحصر میکند یعنی احترازاً عن اللغویة المقتضی العلم الإجمالی و الزام علم اجمالی، ما این را حمل به موارد شبهۀ بدویه میکنیم و علم اجمالی به قوت خود در مقام تنجیز باقی میماند، این علت اعراض مشهور بود. حالا اگر ما «بِعِینه» را به این معنا چیز [حمل] کردیم دیگر این احتراز معنا ندارد.
- . سوره بقره (2) آیه 55. انوار الملكوت، ج 2، ص 155، تعلیقه 2:
«و اى بنى اسرائیل! یاد بیاورید زمانى را كه گفتید: اى موسى! ما ایمان به خدا از گفته تو نمىآوریم، مگر آن كه خدا را آشكارا دیدار كنیم! پس در آن حال شما را صاعقه درگرفت؛ و شما نظاره مىنمودید!» - . سوره بقره (2) آیه 72. انوار الملكوت، ج 2، ص 155، تعلیقه 4:
«و زمانى كه شما كسى را كشتید؛ و در موضوع تعیین قاتل، نزاع برانگیختید؛ و همدیگر را متّهم نمودید؛ و خداوند آن سرّى را كه پنهان مىداشتید؛ ظاهر نمود!»
- . سوره بقره (2) آیه 55. انوار الملكوت، ج 2، ص 155، تعلیقه 2:

