جلسه ۳۸۷
توضیحات:
برائت 2 ـ تعارض ادله حل با علم اجمالی
جلسه ۳۸۷
9بنا بر این تفسیری که ما روایات حلّ را تفسیر کردیم دیگر جایی برای اعراض مشهور در اینجا باقی نمیماند بهخاطر اینکه روایات حلّ معارض با ادلۀ اجمالی نیستند مگر اینکه در اینجا اینطور بگوییم که ظهور روایات حلّ ـ از باب تمسک به ظهور ـ قسم ثانی علم تفصیلی ما را رفع و نفی میکند یعنی وقتی که امام علیهالسّلام میفرماید: «کُلُّ شیءٍ هو لک حلالٌ حَتَّی تَعلَمُ أنّهُ حَرامٌ بِعَینِهِ» مقصود امام در اینجا یک معنون خاص و حقیقی و واحد است. در اینجا امام میفرماید: «حَتَّی تَعلَمُ أنّهُ حَرامٌ بِعَینِهِ» نهاینکه بخواهد عنوان کلی باشد و بعد این مُعنونَین در تحت آن عنوان کلی جنبۀ وحدت پیدا کنند. امام نمیخواهد آنجا را بفرماید که خب مقتضای ظهور هم همین است که امام وقتی که میفرماید: «کُلُّ شیءٍ هو لک حلالٌ حَتَّی تَعلَمُ أنّهُ حَرامٌ بِعَینِهِ» اگر «بِعَینِه» بخواهی ببینی در اینجا «بِعَینِه» به یک فرد خاص برمیگردد. اگر در اینجا بخواهیم این مسئله را لحاظ کنیم، در مورد إنائَین مُشتَبهین مسئله ایراد پیدا میکند چون الآن فرض کنید که «بِعینِه» به این نگاه میکنیم خب این غیر مقطوع الخمریه است «بِعینِه» وقتی که به آن [نگاه] میکنیم غیر مقطوع الخمریه است و روایات شامل مانحنفیه خواهند شد و اعراض مشهور در اینجا نسبت به این قضیه اقوا است.
ولی اگر ما بخواهیم خود روایات حلّ را بررسی کنیم که اصلاً این روایات حلّ در کجا آمدند ... یعنی مَصبّ روایات حلّ و به عبارت دیگر شأن نزولش کجاست، آیا امام علیهالسّلام این روایات حلّ را حتی در موارد علم اجمالی هم فرموده است؟ یااینکه امام علیهالسّلام این روایات حلّ را در موارد شبهات بدویه فرموده است؟ امام علیهالسّلام در کدامیک از اینها آن موارد را ذکر کرده است؟ وقتی که روایات را بررسی میکنیم میبینیم که قطعاً این روایات نسبت به شبهات بدویه هست یعنی فرض کنید که موردی هست که انسان واقعاً شک دارد و نمیداند که آیا در اینجا حرمت هست یا حرمت نیست و در اصل حرمت شک دارد مثلاً شخصی بوده که حامل خمر بوده است و بعد، از اناء استفاده کرده است حالا نمیدانیم این خمر را با خود انائش خورده یا این خمر را داخل انائی ریخته و خورده است و بعد از این اتاق بیرون آمده است و این اناء در اینجا هست، این اناء مشکوک النجاسه میشود و شبهه، شبهۀ بدویه میشود.

