جلسه ۳۹۱
توضیحات:
برائت 6 ـ 22/3/1425
جلسه ۳۹۱
4تعریف تأخیر بیان از وقت حاجت
کجای این اتیان به امور متعدده منافی با قاعدۀ عقلیه استحالۀ تأخیر بیان از وقت حاجت دارد؟! تأخیر بیان از وقت حاجت این است که مکلف در عین اینکه تکلیف به موضوع شده است، خود آن موضوع برای او تعریف نشده است، این تأخیر بیان از وقت حاجت میشود. شارع و مولا میگوید که در بین رفقا شما باید یک نفر را در شب جمعه اکرام بکنید ولی این نفر را خودم میگویم. شب جمعه میشود و مولا نمیگوید. این تأخیر در وقت حاجت میشود یعنی تکلیف بر یک موضوعِ مجهول معلق شده است و این تأخیر بیان از وقت حاجت است، اما اگر موضوع مشخص است ولی تشخّص مصداقی ندارد اما تشخّص عنوانی که دارد ...، وقتی که میگوید که زید را اکرام بکن اما زید عالم و زید غیر عالم را مولا تعیین نمیکند، در اینجا تشخّص مصداقی در تکلیف روشن نشده اما تشخّص عنوانی که دارد؛ عنوان زیدیت که در اینجا لحاظ شده، خب به همان عنوان باید عمل کند!
مگر مردم این کار را نمیکنند؟! مردم این کار را میکنند، تمام کارهای روزمرۀ مردم مگر اینطور نیست؟! اگر در یک مورد شک کنند مگر هر دو مورد آن عمل را انجام نمیدهند؟! شما وقتی که از منزلتان بیرون میآیید و شک دارید که آیا مایحتاج برای منزل گرفتید یا نگرفتید، احتیاطاً میگیرید. میگویید که یک کاسه ماست هم میگیرم میبرم؛ شک دارید که این ماست در یخچال تمام شده یا نشده، استصحاباً ماست میخرید و به منزل میبرید.
یااینکه منبابمثال میگویند که دکتر این بیماری فلان شخص است و شما در دکتر شک میکنید که آیا منظور این دکتر هست یا آن دکتر است، پیش هردو دکتر میبرید. مردم دارند این کار را انجام میدهند. اینطور نیست که بگویند: چون در اینجا مردد است بگذاریم بمیرد، چون تأخیر بیان از وقت حاجت است در اینجا بمیرد و اشکالی ندارد! نه پیش این میبریم نه پیش آن میبریم! میگویند که آقا مغزش عیب کرده یکقدری به او دارو بدهید در هوای خنک [ببرید]!

