اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۹۳

توضیحات:

برائت 8

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۹۳

3
  • بله، شارع از باب اضطرار تناول أحد الأطراف را اجازه می‌دهد و آن یک بحث دیگری است، أحد الأطراف را تناول کنید اما این تناول أحد الأطراف مخیّراً چطور موجب می‌شود برای اینکه آن دلیل اجمالی از حجیت خودش ساقط بشود؟ این هنوز به حال خودش باقی است. آنچه که ما در دلیل علم اجمالی به‌عنوان عام بدلی می‌خواهیم، تنجس یقینی أحد الأطراف است به مقتضای استصحاب تکلیف و مقتضای استصحاب موضوع. اصلاً به تکلیف هم کار نداریم وقتی أحد الأطراف از بحث خارج بشوند مقتضای استصحاب چیست؟ اصلاً ما کاری به تکلیف هم نداریم، استصحاب بقاء موضوع است؛ بقاء سابق «لا تَنقُض الیقین بالشَّک، و إنّما تَنقُضه بیَقین آخر»،1 اگر یکی از این اطراف از تحت علم اجمالی بیرون برود ـ یعنی هنوز هم بیرون نرفته است ـ مقتضای استصحاب الآن بقاء موضوع است و وقتی که موضوع باقی باشد أنقُضُه بِالیقینِ الآخر نمی‌تواند در اینجا شامل مانحن‌فیه بشود، این کلام مرحوم شیخ بود.

  • مرحوم آخوند می‌فرمایند که فرقی بین تعیّن و تخییر نیست زیرا ملاک آن تیقّن است؛ تیقّنی که موجب برای بقاء علم اجمالی بود را ازدست می‌دهیم زیرا آن تیقّن به‌واسطۀ بقاء موضوعی اطراف علم اجمالی است. وقتی که أحد الأطراف از دایرۀ حکم خارج بشود بین تعیّن و تخییر چه فرقی می‌کند؟! لعّل اینکه متنجس همان فردی باشد که مکلف اختیار می‌کند یا همان فردی باشد که شارع او را معیّن می‌کند، تفاوتی دراین‌صورت ندارد.

  • آن‌وقت براین‌اساس یک فرع دیگری در آنجا متفرع شده است، تمام بحث ما در اینجا در تناول اطراف علم اجمالی قبل از آن تکلیف بود یعنی تقدم علم تفصیلی بر تعیّن أحد الأطراف قبل علم اجمالی یا مقارن با علم اجمالی، در اینجا قبل از اینکه علم اجمالی بیاید ... فرض کنید که دوتا إنائین الآن در اینجا درمقابل من قرار دارد هذا إناءٌ و هذا مایعٌ، من نمی‌دانم که أحدهما خمرٌ و بیّنه بعد می‌آید و اینجا نشسته است و دارد ما را نگاه می‌کند که ‌ببیند چه‌کار می‌کنیم! می‌گویند دیگر، حالا چه حکایتی در اینجا هست؟! قبل از اینکه علم اجمالی به تنجّز أحد الأطراف تعلق بگیرد اضطرار به أحد معیّن برای ما حاصل می‌شود و وقتی که اضطرار حاصل شد هنوز علم اجمالی نیامده است یعنی هنوز علم اجمالی به مقام تنجّز نرسیده است، در اینجا حکم تفصیلی تعیینی می‌آید و خب مسلّم است که دایره را خارج می‌کند و می‌گوید که اصلاً به‌طورکلی بیرون می‌برد یعنی وقتی که حکم بر این آمد و من تناول کردم، خب بعد می‌گوید که آقا چرا شما این را خوردی؟! این أحدهما خمرٌ و هذا متنجسٌ. دوتا شاهد می‌آید و این دوتا حکم علم تنزیلی هست یااینکه ما حالا به هر صورت علم پیدا می‌کنیم که أحدهما خمرٌ و یکی تناول شده است یا هنوز هم تناول نشده است ولی حکم تفصیلی به تناول معیّن قبل از حصول علم اجمالی است. بنابراین دیگر اصلاً علم اجمالی در اینجا بقاء پیدا نمی‌کند و این شک بدوی است گرچه برفرض علم پیدا بشود که أحدهما خمرٌ، این کلام علم است و این لا علم می‌شود چرا؟ چون حکم تفصیلی آمده و از اول جلوی مقتضی برای علم اجمالی را گرفته است و نمی‌گذارد علم اجمالی در اینجا متنجّز باشد، آن علم تفصیلی حاکم است. وقتی قبل از حصول علم اجمالی یک علم یا یک تکلیف بیاید، علم اجمالی دیگر منجّز نمی‌شود یا [اگر] مقارن باشد آن‌هم مانند همان.

    1. . وسائل الشیعة، ج 1، ابواب الوضو، باب 44، ص 473، ح 1.
/