اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۹۵

توضیحات:

برائت 10

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۹۵

10
  • فرق علم با معلوم

  • پس در مانحن‌فیه مسئله براین‌اساس تعلق گرفت که حکم مختار این بود که احکام همه تعلق به عناوین می‌گیرند و با تعلق به عناوین، مصادیق به‌عنوان فعلیت برای آن عناوین محقق‌اند، به‌عنوان شرط موضوع و وقتی که شک در انتفاء آن عنوان یا عدم انتفاء بشود، آن استصحاب بقاء عنوان خودش موجب بقاء برای حکم به اجتناب است. إن‌شاء‌الله جلسۀ بعد راجع به مسئلۀ جدید صحبت می‌کنیم.

  • تلمیذ: در اینجا که شک می‌کنیم می‌خواهیم استصحاب کنیم همین خود شک یعنی که علم اجمالی ازبین رفت.

  • استاد: علم تعلق نفسی ازبین رفته ولی معلوم که ازبین نرفته، از کجا معلوم؟!

  • تلمیذ: معلوم تعلق به علم دارد. معلومِ بدون علم نداریم.

  • استاد: نه، نه، ببینید معلوم برای خودش یک مسئله‌ای دارد و علم هم برای خودش یک مسئله دارد. به عبارت دیگر آن علم بالذات، آن معلوم بالذات ما عبارت از همان کیفیت نفس است همان وجود ذهنی. آن معلوم بالذات ماست.

  • معلوم بالعرض عبارت از همان عین خارجی است و یا معلوم بالذات با معلوم بالعرض متحدان هستند و یا مختلفان هستند؛ یعنی شما علم دارید ولی در خارج آن معلوم با آن کیفیت نفسانی شما مخالف است یا شما شک دارید ولی در خارج آن مطابق با واقع است.

  • وقتی که شما نسبت به یک امر خارجی علم پیدا می‌کنید، به ‌صرف تعلق علمتان یک معلوم بالعرض در خارج محقق شد. ما فرض می‌کنیم بر اینکه اصلاً هیچ خمری هم وجود ندارد. بالأخره شما که علم پیدا کردید. این علم پیدا کردن شما یک خمر تنزیلی و اعتباری را در خارج محقق می‌کند ولو بر فرض. حالا می‌گوییم که خمر هست.

  • علم، واسطه در فعلیت تکلیف نه شرط تنجّز آن

  • چرا گیج بشویم؟! مثالی بزنیم که روشن بشود؛ این خمر خارجی را محققاً آوردیم بعد حالا ماندیم در اینکه این شیشه خمر است یا آن شیشه! یک ولد چموشی آمده این دوتا را مخلوط کرده تااینکه خلاصه علماء به یک فیضی برسند. حالا اینکه در اینجا قضیه مختلط شد آیا با علم معلوم بالعرض ما در خارج هست؟! این محقق است بر این معلوم بالعرض علم اجمالی و حکم به اجتناب تعلق گرفته است. خیلی خب. پس به خمر تعلق گرفته است. درست شد؟! نه به علم من. چون من علم دارم، علم من وسیله و واسطه برای تعلق تکلیف به این موضوع خارجی است نه شرط تکلیف. گفتم که احکام و حکم به علم ما ارتباط ندارد بلکه به موضوع ارتباط دارد. علم ما شرط عقلائی برای فعل تکلیف است. وقت نماز با زوال شمس است. ﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ إِلَىٰ غَسَقِ ٱلَّيۡلِ﴾1 خورشید که زائل می‌شود حکم تنجّز صلاة می‌آید. حکم فعلی کی می‌آید؟! وقتی که مکلف عالم باشد، اگر مکلف نائم بود حکم نسبت به او فعلیت ندارد بلکه تنجّز دارد اما فعلیت ندارد به‌عنوان موجب عقاب، ملزم عقاب! مثلاً مکلف بیهوش بود حکم تنجّز دارد اما فعلیت ندارد پس علم شرط تکلیف نیست. علم واسطه در فعلیت است چه علم داشته باشیم چه علم نداشته باشیم آن حکم نسبت به موضوع خارجی خودش تعلق پیدا خواهد کرد. وقتی که خورشید زوال پیدا کرد حکم وجوب صلاة می‌آید حالا شما نائم باشید یا نباشید کاری به شما ندارد. شما در خیابان باشید یا نباشید، زیر درخت باشید و یا زیر خیمه باشید و خورشید را اصلاً نبینید. وقتی که زوال می‌آید حکم به صلاة می‌آید و حکم فعلی آن چه وقتی است؟ وقتی که از خیمه بیرون بیایید و آسمان را نگاه کنید ببینید زوال پیدا کرد این حکم فعلی می‌شود. حالا اگر ما نخوانیم معاقبیم اما اگر قبلاً نمی‌خواندیم معاقب نبودیم بااینکه حکم واجب را انجام ندادیم ولی انجام ندادن موجب عقاب نیست. چرا؟ چون هنوز فعلیت پیدا نکرد. این یک بحث دقیقی است که در بحث رؤیت هلال که با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ بحث می‌کردیم آنجا ثمراتش خیلی پیدا می‌شود و اصلاً مبانی عوض می‌شود.

    1. . سوره اسراء (17) آیه 78. نور ملكوت قرآن، ج ‌3، ص 323:
      «بر پاى بدار نماز را از وقت زوال خورشید (ظهر) تا وقتى كه سیاهى شب‌ جهان را فرا گیرد (نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء).»
/ 260