اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۹۵

توضیحات:

برائت 10

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۹۵

8
  • این استصحابی که در اینجا هست چیست؟! حکم به حرمتی که در اینجا آمده إمّا هذا المرأه حرامٌ و إمّا هذا المرأه حرامٌ حالا یکی از این دو مرأه به نفی تکوینی می‌میرند، استصحاب حرمت نکاح نسبت به مرأه دیگر هنوز باقی است، چه تفاوتی می‌کند؟! چرا؟! چون همین که شبهه در مورد مرأتین حدوثاً آمد، این حدوث موضوع برای تعلق تکلیف را به‌وجود می‌آورد نه‌اینکه آن موضوع متعلق به این توأمین بودن است! ببینید من خیلی دارم دقت می‌کنم! نمی‌دانم کلامم را رساندم یا نه؟!

  • فرض کنید در بقاء موضوع [در استصحاب] توأمین شرط است. مثلاً مولا می‌گوید: أکرم زیداً ان وَجدتَهُ مع عمروٍ؛ زید تنها را اکرام نکن، عمرو تنها را هم اکرام نکن. معیت در اینجا به‌عنوان شرط تحقق موضوع لحاظ شده است و لا تکرم عمرواً و لا تکرم زیداً بل إن وجدتَهما توأماً فَأکرمهما. حالا اگر زید مُرد، خب دیگر اکرام عمرو در اینجا لازم نیست چون موضوع ازبین رفته است. شرط تحقق موضوع اکرام، زید و عمرو توأمین بود بِجهة مِن الجهات اما در موارد دیگر نفس تحقق موضوع ولو با تغییر و تبدّلات در مصداق مورد لحاظ شارع است. وقتی که شارع می‌گوید: اجتنب عن الخمر، در علم اجمالی موضوع برای اجتناب از خمر، علم به وجود خمر خارجی است. این علم موضوع برای تعلق علم اجمالی شده است یعنی علم به‌عنوان معلوم، نه به‌عنوان آن تعلق حالت نفس، وقتی که شارع می‌گوید: اجتنب عن الخمر یعنی اجتنب عن الخمر المعلوم بین الإنائین تمام این حرف‌ها را ما براساس مبنای قوم داریم می‌گوییم، نه براساس مبنای خودمان!

  • بر مبنای قوم ما می‌خواهیم بگوییم که باز احتیاط در اینجا لازم است. وقتی که شارع می‌گوید: اجتنب عن الخمر یعنی اجتنب عن الخمر المعلوم خارجاً نه اجتنب عن الخمر مادام الحیثیة العلمیة فی نفسک موجوداً و این دو مطلب است. اگر الزام شارع نسبت به علم اجمالی براساس تعلق نفس بود، در اینجا درست است. اگر یکی از آن طرفین اهراق بشود خب ما دیگر علم نداریم وقتی علم نداشتیم موضوع هم منتفی است چون شارع علم اجمالی را متعلق به موضوع کرده است خب موضوع هم علم نفسی است. ولی شارع در مانحن‌فیه به معلوم خارجی علم اجمالی را متعلق کرده است؛ چون خارجاً خمریت معلوم است، این حکم اجتناب روی این خمر خارج آمده است. وقتی که روی این آمد، اگر یکی از إنائین اهراق بشود یا اضطرار نسبت به أحد الإنائین پیدا بشود، آن موضوع خارجی ـ خمریت ـ شک داریم ازبین رفته است یا نه؟ دقت کنید! نه علمیت، علمیت که ازبین رفت. علمیت که تعلق نفس است تبدیل به شک شد. وقتی که از آنها بریزد باز هم علم شما هست؟!

/ 0