
جلسه ۳۹۷
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 15 شوال المکرم 1425
جلسه ۳۹۷
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 15 شوال المکرم 1425
جلسه ۳۹۷
5بنابراین وقتی یکی از اطراف ازبین برود ما نسبت به دومی که شبهۀ بدوی پیدا نمیکنیم! چرا؟ آیا در درون خودمان و در نفس خودمان بین دو مرتبۀ وجود اطراف و عدم وجود اطراف اختلافی میبینید؟! اختلاف نمیبینید! یعنی نظرۀ ما نسبت به اطراف درصورت اجتماع و بین اطراف درصورت فَقْد بعضی از اطراف، نظرۀ واحده است. خب ما میبینیم اینطور است. آیا واقعاً وقتی یکی از اینها ازبین برود شما نسبت به بقیه شبهۀ بدوی پیدا میکنید؟! اینکه خلاف وجدان است. میگوییم که یا این حرام است یا آن که ازبین رفت. شبهۀ بدوی پیدا نمیکنیم، شبهۀ بدوی این است که آیا این ماء است یا چیز دیگر است. این شبهۀ بدوی است. حالا اگر فرض کنید بین این و بین مایع دیگر مقطوع بود خب بهمجرد این جنبۀ اجتماع، این علم حاصل میشود. حالا اگر یکی از اینها ازبین رفت میبینیم حال ما فرق نکرد. اگر هردوی اینها ازبین رفت باز حال ما فرق نمیکند. چرا؟ چون ما میگوییم که یکی از آن دوتا خمر بود. باز هم ما علم را داریم، شبهه بدوی نمیشود موضوع نیست یعنی متعلق نیست.
تلمیذ: موضوع برای جاری کردن اصل... چون در اطراف علم اجمالی درصورتیکه اصل جاری بشود و اصل تعارض بکند علم اجمالی منجّز میشود در این إنائین الآن که یکی ازبین رفت موضوع اصل شد جاری کردن اصل برائت این از بین میرود.
استاد: نهخیر چرا ازبین میرود؟!
تلمیذ: بهخاطر اینکه دیگر منتفی شد دیگر موضوع ندارد.
استاد: متعلق ندارد ولی موضوع دارد و موضوعش همان متعلقی است که آن متعلق قبلاً وجود داشته است. این موضوع برای اصل است لذا ممکن است احکامی برایش مترتب بشود. ممکن است استصحاب التزام آثار تکلیفیه نسبت به آن بشود، حالا ازبین رفته است. منبابمثال عرض میکنم دوتا کاسه در اینجا هست و قطعاً میدانید یکی از این ظرفهای قابل شکستن مباح است و دیگری غصبی است یا برای زید است. یکی از این کاسهها را شما میشکنید یا شکسته میشود، آیا به صرف شکسته شدن یکی از این کاسهها شبهۀ شما شبهۀ بدوی میشود؟! یعنی در اینجا آن تعارض اصلین ازبین میرود، حکم به اباحه میکنید و از این مصرف میکنید یا هنوز احتمال غصبیت در این میدهید؟! چرا احتمال غصبیت میدهید؟! میگویید: صبر کنیم که صاحبش پیدا بشود، برای چه؟! بهخاطر اینکه گرچه أحد الإنائین بهواسطۀ این انمحاء از دایرۀ اجتماع خارج شده است ولکن علم مکلف به وجود حق غیر در این إنائین به حال خودش باقی است و همان علم مکلف موجب تعارض اصلین است.
