اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 21 شوال المکرم 1425

جلسه ۴۰۰

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 21 شوال المکرم 1425

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۰۰

4
  • تلمیذ: ...

  • استاد: باقی شبهۀ بدویه می‌شود.

  • موجود است اما شارع این اضطرار را تنزیلاً و تعبداً وارد بر علم اجمالی کرده است مثل اینکه زنا در اینجا حرام است یا حلال؟ بالاتر از اینکه نیست! علم تفصیلی بالاتر است یا علم اجمالی؟! تفصیلی، این مورد، مورد زنا است فرض کنید مرئه‌ای حرمت مؤبّد دارد اما انسان در اینجا مضطر می‌شود به‌خاطر دَم یا به‌خاطر هر چیزی یا أکل میته مثلاً میته‌ای در اینجا هست و انسان مضطر است و شارع حفظ نفس را وارد بر علم تفصیلی کرده است پس حفظ نفس می‌آید این علم را به‌طورکلی منتفی می‌کند.

  • تلمیذ:...

  • استاد: نه ایراد را از این نظر نمی‌توانیم بگوییم وارد است منتها نه از این جهت از این نظر می‌گوییم که بله، علم اجمالی به حال خود باقی است تا قیامت هم باقی است اما... آخوند می‌گوید که این علم اجمالی تنجیزش تا وقتی است که از طرف شرع مبریء نیامده باشد. جواب چیست؟ جواب نداریم و ایراد وارد است منتها از یک ناحیه آن ایراد مهم که عجیب است که چطور از این ایراد غفلت کردند و از اینجا وارد می‌شود آن ایرادی که هم بر مرحوم آخوند و هم بر مقرّرین و هم بر مرحوم آقای حکیم وارد است و همه از این مسئله غفلت کردند و آن این است که حکم در مقام جعل... بله درست است حکم در مقام جعل مشروط به عدم اضطرار است ما این مطلب را قبول داریم ولی در مقام جعل مشروط به عدم اضطرار است بر عنوان خود موضوع نه بر فرد معیّن و در مانحن‌فیه اضطرار به فرد و مصداق مبهم تعلق گرفته است نه بر عنوان، فرقش چیست؟

  • فرض کنید طبیب و پزشک برای مداوای مرض شما گفت که باید خمر بخورید یااینکه فرض کنید الکل برای یک مرضی [مفید است] یا تریاق حالا اگر ما حالا قائل به حرمت تریاق باشیم، سابق برای مرض خیلی از آن استفاده می‌کردند و اصلاً خیلی از این مداوا با تریاق و این چیزها بود حالا شخصی یک مرضی گرفته مثلاً گوشش درد می‌کند سابق [تریاق] در گوش می‌گذاشتند دندانش درد می‌کند و ...، اگر این حکم به نفس عنوان تعلق بگیرد مانع از تنجّز حکم است یعنی شارع می‌گوید: الخمرُ حرامٌ إلاّ إذا تکون مضطراً بِالخمر، الزنا حرام إلاّ أن تکون مضطراً بِالزنا، السرقةُ حرامٌ إلاّ أن تکون مضطراً بِها یعنی اضطرار به نفس عنوانی تعلق بگیرد که حکم اوّلی به آن عنوان تعلق به حکمی از احکام گرفته است، در اینجا مشخص است که آن متعلق حکم از تحت عنوان حرمت خارج می‌شود و به ‌عنوان حلیت برمی‌گردد و اصلاً بحث هم دیگر بحث شبهۀ بدویه نیست و اصلاً به حلال برمی‌گردد و دیگر شبهۀ بدوی در اینجا نداریم. ولی صحبت در مانحن‌فیه عنوان خمر نیست بلکه شخص به مایع بِما هو مائعٌ اضطرار پیدا کرده است اضطرار به خمر پیدا نکرده است و لهذا اگر إنائینی بود که أحدهما خمرٌ و دیگری آب بود و این مضطر به یکی از اینها شد و بیّنه شهادت داد که هذا خمرٌ آیا می‌توانیم بگوییم اضطرار است و این را بخور؟! نه دیگر این را بخور، مایع را بخور که در اینجا هست.

/