
جلسه ۴۰۵
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 06 ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۰۵
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 06 ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۰۵
5مطلب دوم که در اینجا مطرح میکنند این است که نسبت به تعیّن و عدم تعیّن در اینجا ایراد وارد میشود؛ یعنی این بیان ایشان مشروط به دو امر است؛ امر اول اینکه علم اجمالی ما در اطراف دفعی الحصول تعلق بگیرد مانند إنائین مشتبهین که در اینجا وجوب اجتناب نسبت به طرف دیگر نیست. امر دوم اینکه علاوه بر تدریجی الحصول بودن، علم اجمالی به امر متعیّن تعلق بگیرد نه به امر مخیّر و مردّد، چرا؟! چون وقتی که امر، امر معیّن باشد با تدریجی الحصول بودن معنایش این است که خود یوم الخمیس بهواسطۀ اضطرار از تحت علم اجمالی خارج میشود مثلاً مرض دارد یااینکه یوم الجمعه خارج میشود منبابمثال امروز مریض شده و میداند که مرض او پسفردا موجب فعلیت او خواهد بود و او را از کار خواهد انداخت. بالأخره حالا یک آمپولی زده، قرصی خورده، واکسنی زده که بعد از دو روز تأثیر میکند یااینکه احتمال میدهد برای اینکه روز بعد مثلاً برای او ناراحتی پیدا بشود یااینکه بدون توجه متوجه میشود که یوم الخمیس یا جمعه محرّم الصوم است مثلاً عید اضحیٰ است. مثلاً میگوید که من در این تاریخ روزه میگیرم و حالا مردّد است که بین اینکه آن تاریخ بوده یا یک روز قبل بوده است؟ یک روز قبلش یوم الأضحیٰ است یا آن تاریخ یوم الأضحیٰ یا عید فطر است خب دراینصورت طبعاً آن نذر باطل میشود؛ وقتی که مصادف با عیدین بشود باطل میشود. حالا در تردّد بین اینها اگر قرار باشد یکی از اینها معیّن باشد مثلاً یوم الجمعه مصادف با عید اضحیٰ قرار بگیرد، این متعیّن است و وقتی که متعیّن شد حالا چه تدریجی باشد چه غیر تدریجی باشد بالأخره فرد متعیّن از تحت تکلیف بیرون میآید. چرا؟ چون امر شارع چه در مقام تنجّز و چه در مقام فعلیت تفاوت نمیکند؛ بر امر متعیّن که تعلق نمیگیرد وقتی که شارع میگوید که یَجب علیک الصوم، آیا میگوید که یَجب علیک الصوم یوم الأضحیٰ؟! شارع نمیگوید، بنابراین یوم الأضحی خودبهخود و بهطور غیر اختیار از تحت علم اجمالی بیرون آمد یبقیٰ یوم التاسع مِن ذی الحجة، خب این مشکوک الحکم میشود و شبهه، شبهۀ بدوی میشود. پس این را مرحوم آخوند میآیند قرار میدهند که علاوه بر تدریجی الحصول بودن باید آن اضطرار بِأحدهما اضطرار به معیّن نباشد اضطرار به مخیّر باشد مثل اینکه در یوم الخمیس أو یوم الجمعة مضطر است. این کلام مرحوم آخوند بود.1
- . كفایة الأصول (تعلیقه زارعی سبزواری)، ج 3، ص 100.
