اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 15 ذیقعدة الحرام 1425

جلسه ۴۱۰

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 15 ذیقعدة الحرام 1425

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۱۰

4
  • مثل اینکه بگوییم: أکرم العلماء، حالا این أکرم العلماء شامل علماء موجود فی البلد نیست. یک وقتی این بلد هزارتا عالم دارد: أکرم العلماء، یک وقتی صدتا عالم دارد باز: أکرم العلماء، یک وقتی این بلد یک عالم دارد باز: أکرم العلماء، یک وقتی این بلد اصلاً عالم ندارد باز: أکرم العلماء. أکرم العلماء ازبین نرفته است بلکه به‌عنوان یک قضیۀ کلی هروقت مصداق برای او پیدا شد منجّز خواهد شد یا فعلی خواهد شد.

  • اگر این مطلب باشد این مسئله قابل قبول است که تعلق احکام بر موضوع به‌لحاظ وجود خارجی است اما اینکه شما مفسده را بر آن خمر مفقود متعلق کنید، برای چه این کار را کردید؟! خمر مفقود با خمر غیر موجود چه فرقی می‌کند؟! المفقودُ مفقودٌ المعدومُ معدومٌ اینکه شما مصلحت را به خمر مفقود متعلق کردید و کراهت مولا را به خمر مفقود متعلق کردید دلیل بر این است که وجود خارجی موضوع الآن برای شما منجّز است و هو یُخالفُ ما قُلتُم سابقاً که وجود خارجی موضوع شرط تحقق تکلیف نیست بلکه شرط تحقق تکلیف عبارت از قدرت بر اتیان و عدم المانع مِن المزاحم است؛ عدم تزاحم با اهمّ عدم مزاحم اهمّ، شرط برای تحقق تکلیف است، آن قدرت شرط تحقق موضوع به تکلیف ذاتاً می‌شود و آن اضطرار و مانع شرط تحقق تکلیف عَرَضاً می‌شود چون اضطرار عارض می‌شود. شارع آن اضطرار را به‌عنوان مانع برای تکلیف قرار داده است و در بعضی از موارد هم اضطرار را مانع برای تکلیف قرار نمی‌دهد. در تقیّه آن احکام اوّلیه متبدل به احکام ثانویه می‌شوند. در تقیّه در آنجایی که حفظ دَم، عِرض، حیثیت و شخصیت لازم است خب احکام اوّلیه تغییر پیدا می‌کنند.

  • وجوب دفاع از نفس امام علیه‌السّلام

  • حالا اگر قرار بر این باشد که نفس امام علیه‌السّلام در معرض خطر باشد دیگر در آنجا تقیه نیست. وقتی نفس امام در معرض خطر است بر هر کسی واجب است که از نفس امام دفاع کند ولو اینکه به قتل برسد! دیگر آنجا تقیه نیست! شارع در بعضی موارد تقیه را برمی‌دارد، در بعضی موارد اضطرار را برمی‌دارد، در بعضی موارد احکام ثانوی ملغیٰ می‌شود مثل اینجا، اما در بعضی موارد شارع حکم به تزاحم با اضطرار می‌کند و آن اضطرار حاکم بر احکام اوّلی می‌شود. علیٰ‌کلّ‌حال اعتبار این مسئله به ید شارع است و هر چیزی که اعتبار و وضعش به ید شارع باشد این عرضی می‌شود یعنی مزاحمت، مزاحمت عرضی می‌شود اما عدم قدرت تزاحم ذاتی دارد یعنی ذاتاً شرط برای تعلق تکلیف است.

/