اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 19 محرم الحرام 1426

جلسه ۴۱۹

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 19 محرم الحرام 1426

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۱۹

4
  • وقتی شارع می‌گوید که مریض باید این را بخورد دیگر شما نباید شک بکنید! حالا این شربت، شربت سینه هم هست و دکتر گفته که باید شربت سینه بخوری و الکل هم در آن هست، اصلاً چرا باید نگاه کرد و چرا باید بروشورش را خواند؟! چه کسی گفته است که باید این بروشورش خوانده بشود و در شما شک پیدا بشود؟! با اینکه احتمال جدی هم بر این مسئله هست که معمولاً متعارف است بر اینکه شرب سینه این را دارد! این خیلی نکتۀ مهم و اساسی در راه انسان و در سلوک انسان است که چطور انسان رعایت این مسئله را می‌کند آن‌وقت در کجاها این می‌آید رهزن طریق می‌شود! چرا؟! چون اساس حرکت نفس براساس شک و تردید است.

  • اگر همین شخص از دست امام زمان هم یک لباس بگیرد یک احرام بگیرد می‌رود این احرام را اول شش دفعه با آب کر می‌شوید بعد می‌پوشد و فکر این را نمی‌کند که این احرام از دست امام رسیده است! این غلط‌ها چیست؟! بیچاره وقتی که احرام را می‌دهند بپوش، روی دوشت بینداز! می‌گوید که باید احرام طاهر باشد و چون شک داریم باید تطهیر کنیم! نفس با خودش توجیه می‌کند که امام علیه‌السلام یا ولیّ خدا به نجاست و طهارت کار ندارد او فقط احرام را داده است لعلّ اینکه احرام نجس باشد! قضیه را دائماً در متنجس می‌اندازد و در متطهریّت و طهارت نمی‌اندازد! چرا؟! چون دائماً نفس منفی می‌بافد، به‌جای اینکه بگوید: امام این را داده است بپوش، حکم ظاهر هم دلالت بر حلیت می‌کند [از این بالاتر] اصلاً به ظاهر چه ربطی دارد؟! این را امام یا یک ولیّ خدا داده است اصلاً قضیه به ظاهر چه ارتباط دارد؟! چون این نفس معیوب و مریض است حتی اگر از دست امام هم این را بگیرد این را در طرف نفی قرار می‌دهد و می‌گوید که امام یا ولیّ خدا این ثوب را بر اصل ثوبیتش قرار داده است نه به‌عنوان أنَّه طاهر پس من باید بروم خودم کسب طهارت کنم! این چیست؟! این آخر یک‌جا او را زمین می‌زند و حسابی هم زمین زده است؛ آن آقایی که در روح مجرد مرحوم آقا رضوان الله تعالیٰ علیه گفتند که بالأخره تسلیم آقای حداد نشد و قضیه به استخاره کشیده شد،1 همین مرض و همین بیماری را [داشت] یا آنهایی که می‌آیند و بعد شک و تشکیکات می‌کنند همین مرض و بیماری‌ها دارند که مسئله کم‌کم از مسائل فرعی به مسائل اصلی کشیده می‌شود و در آنجا مشکل پیدا می‌کند.

    1. . روح مجرد، ص 128.
/