
جلسه ۴۱۹
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 19 محرم الحرام 1426
جلسه ۴۱۹
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 19 محرم الحرام 1426
جلسه ۴۱۹
8پس در مقام تعقّل و در مقام تکلیف، اضطرار مؤمّن از عقاب است درصورت اتیان بِأحدهما نهاینکه مؤمّن از عقاب است درصورت اتیان آخر، درصورت اتیان بِأحدهما این مؤمّن عقاب است بهخاطر اینکه اضطرار بالأخره به یکی از اینها تعلق میگیرد و باید در مقام فعل أحدهما را اتیان کند ولی صحبت در این است که آن حکمی را که علم اجمالی با علمیت و با تنجّزش آورد، آن حکم را اضطرار میتواند بردارد؟! نه، دیگر زورش نمیرسد! فقط همینقدر اضطرار در اینجا میآید تأمین برای اتیان أحدهما را تضمین میکند. در اینجا یَبقی العلم الإجمالی بِحالٍ و استصحاب علم اجمالی و بقاء موضوع برای علم اجمالی که تعلق علم اجمالی بِأحدهما هست الآن طرف دیگر واجب الاجتناب میشود.
اما در مانحنفیه که اضطرار به واحد معیّن تعلق میگیرد وقتی به واحد معیّن تعلق گرفت دیگر علم اجمالی چطور میتواند تعلق به این بگیرد؟! مگر نگفتیم که علم اجمالی به تشخص خارجی تعلق میگیرد؟! تشخص خارجی که در اینجا بهواسطۀ اضطرار منتفی میشود چون اضطرار در اینجا تعلق به دواء گرفته است و وقتی اضطرار به دواء تعلق میگیرد بهعنوان أنَّه دواءٌ پس دیگر شیئی به نام دواء در طرفین علم اجمالی باقی نمیماند چون این یُصَیِّرُه حلالاً وقتی یُصَیِّرُه حلالاً دیگر علم اجمالی به کدام طرف تعلق بگیرد؟! علم اجمالی به أحدهمای غیر معیّن تعلق بگیرد؟! نه، هذا معیّنٌ و هذا غیر معیّن.
تلمیذ: درصورتی که یکی از طرفین اضطراراً از طرف علم اجمالی خارج بشود، درصورت ارتکاب معیّن میشود که اضطرار به این تعلق گرفت.
استاد: نه اضطرار به این تعلق نگرفته است بلکه این محقق وجودی مضطر شد نه خود اضطرار! بینید یک وقتی میگوییم که أکرم العالم در این أکرم العالم یک وقتی خود مولا خصوص عالم را هم تعیین میکند. میگوید: أکرم العالم ولی با قرائنی که میآورد ما متوجه میشویم اسم این عالم زید است. این در اینجا گرچه گفته است أکرم العالم ولی بهواسطۀ قرائن محقِّق و مشخِّص این عالم این زید خارجی است. اگر شما بهجای زید بروید عمرو را اکرام بکنید امر مولا را اتیان نکردید چون قرائن خارجی آمده آن أکرم العالم را مخصّص و مشخص کرد. حالا یک وقتی مولا میگوید: أکرم العالم. شما یک نفر را پیدا میکنید و میگویید که عالمٌ و اکرام میکنید آیا این را که شما اکرام میکنید این شخص مورد نظر مولا است یا نه عالم کلی است؟! حالا اگر این را اکرام کردید بعد شک در علمیتش میکنید، آیا در اینجا استصحاب حکم مولا باقی است یا باقی نیست؟ باقی است و باید بروید یک عالم دیگر را اکرام کنید. این در اینجا بهعنوان محقِّق وجود است و محقِّق خارج است نه بهعنوان مشخِّص و مخصِّص کلام مولا!
