
جلسه ۴۱۹
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 19 محرم الحرام 1426
جلسه ۴۱۹
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 19 محرم الحرام 1426
جلسه ۴۱۹
9درصورت اول خود آن عالم با قرائن خارجیه مورد نظر مولا بود مثل اینکه مولا میگوید: همینکه در دست تو هست حرام است حالا میخواهد خمر حرام باشد میخواهد حلال باشد میخواهد مکروه باشد من کار ندارم این إناء حرام است. این را مولا دارد میگوید. این همان تعلق اضطرار به أحدهمای معیّن میشود. اضطرار تعلق به این گرفته است حالا میخواهد این حرام باشد یا حلال باشد کاری به این نداریم. وقتی اضطرار تعلق به این وجود خارجی معیّن میگیرد این را از تحت علم اجمالی خارج میکند و آنوقت دیگر علم اجمالی طرف ندارد و طرفش شبهۀ بدویه میشود.
بله، احتمال حرمت در این طرفیت میرود ولی احتمال دیگر منجّز نیست مثل اینکه شبهۀ ابتدائیه باشد. وقتی ما علم اجمالی را متعلَّق به طرفین گرفتیم و قوام علم اجمالی را به وجود خارجی طرفین یا اطراف دانستیم وقتی که یکی از این اطراف از تحت علم اجمالی واقعاً خارج میشود، دیگر علم اجمالی باقی نیست تااینکه بخواهد نسبت به طرف دیگر باقی بماند یعنی آن حالت تردید بین الطرفین درصورت این خروج واحد معیّن علم اجمالی بهطورکلی ازبین میرود.
مثل اینکه ما علم اجمالی داریم بر اینکه یا این إناء یا این إناء حرام است و مولا بیاید بگوید که این إناء حلال است، به چه دلیل حلال است؟! به تو مربوط نیست! همانطور که در مورد بیّنه اگر بیّنه بگوید که این حلال است، آن را از تحت علم اجمالی خارج میکند و دیگر قوام علم اجمالی ازبین میرود چون علم اجمالی درصورتی قائم بود که تردید إلی یوم القیامة در علم اجمالی موجود بود و وقتی که یکی از اینها با شهادت بیّنه از تحت علم اجمالی خارج بشود دیگر تردید وجود ندارد تااینکه علم اجمالی برای سریان حکم به طرف دیگر منجّز بشود. درصورتیکه بیّنه بگوید که ما دیدیم این خمر در این قرار گرفت نه در این، دیگر تردید در اینجا ازبین میرود. بیّنه که برای انسان علم نمیآورد. بیّنه برای انسان علم تنزیلی میآورد و با وجود بیّنه احتمال حرمت در مورد دیگر نیست؟! هست درحالیکه شارع میگوید که به این احتمال توجه نکن! عدم الاعتناء بِطرفِ المقابل با ثبوت بیّنه! بیّنه که علم نمیآورد مثل اماره میماند. اماره که علمآور نیست اگر اماره علمآور باشد اصلاً موضوع برای علم اجمالی ازبین میرود ولی اماره علم اجمالی را باطل نمیکند، اماره میآید از نظر شرعی منجزّیت علم اجمالی را لغو میکند و این علم تنزیلی میشود. پس با وجود تعلق اضطرار به أحد معیّن، اضطرار یُصَیِّرُه حلالاً واقعاً، وقتی که صَیَّرَه حلالاً واقعاً، دیگر در اینجا نسبت به طرف دیگر این علم اجمالی دیگر موضوع ندارد. پس این حلال میشود.
