
جلسه ۴۲۴
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 03 صفر المظفر 1426
جلسه ۴۲۴
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 03 صفر المظفر 1426
جلسه ۴۲۴
6استاد: نه، ببیند ما در بعضی موارد میبینیم که شارع مصداق را هم بیان کرده است فرض کنید در مورد روزه میگوید: ﴿وَ عَلَى ٱلَّذِينَ يُطِيقُونَهُ﴾ یعنی کسانی که قدرت و توان و استعداد امساکِ آنها با طول مدت صوم برابری میکند. ما وقتی که روزه میگیریم طاقت ما، فوق زمان صیام است یعنی مثلاً ما میتوانیم پانزده ساعت امساک کنیم ولی صوم دوازده ساعت است، ما میتوانیم دوازده ساعت امساک کنیم صوم ده ساعت است ولی دو ساعت اضافه میتوانیم امساک کنیم، پنج ساعت اضافه میتوانیم امساک کنیم لذا به ما نمیگویند: ﴿وَ عَلَى ٱلَّذِينَ يُطِيقُونَهُ﴾، بلکه ﴿يُطِيقُونَهُ﴾ به آن کسی میگویند که ده ساعت از توان امساکش با ده ساعت از مدت صیام یکسان باشد یطقیونه یعنی طاقتشان در صوم به انتها میرسد أطاقَ یُطیقُ إطاقَةً یعنی به انتهای طاقت رسیدن طاقت را به انتها رساندن طاقت را تحمل کردن، توان را تحمل کردن و برابر شدن. مثلاً شیخ هرمی است که وقتی روزه را میگیرد دیگر در موقع افطار بیحال میافتد اینکه در موقع افطار بیحال میافتد ممکن است شخصی بخواهد بیحال بیفتد، بیحال بیفتد اینکه مریض نیست. شارع میگوید: نه، روزه برای افرادی است که بتوانند در عین روزه به کارشان هم برسند. در عین اینکه روزه میگیرند بتوانند کسب کنند این افراد باید روزه بگیرند نه مانند شیخ هرمی که روزه طاقت او را تمام میکند و وقتی که موقع افطار میرسد دیگر بیحال است. این معلوم است که چند ساعت قبلش هم بیحال بوده است یعنی ضعف مفرط عارض میشود و بعد او را از حال میبرد. اگر شارع این حکم را بیان نمیکرد ما چه میگفتیم؟ میگفتیم: باشد!
لذا در اینجا خود شارع آمده مورد را بیان کرده یعنی در عِدل صحت و قدرت و استطاعت مورد دیگری را اگر شارع بیان نمیکرد ما حکم به وجوب میکردیم. آنوقت شارع بیان میکند. یا در مورد مرض فرض کنید که شاید کسی بگوید که عیب ندارد حالا مرضش هم زیاد بشود مثلاً کسی که زخم معده دارد حالا روزه بگیرد زخم معدهاش بیشتر بشود عیب ندارد حالا بعد دوایش را بخورد الآن درد را تحمل کند چه اشکال دارد انسان عبادت کند! «أفضَلُ الأعمالِ أحمَزُها»!1 انسان زخم معده دارد داد هم بکشد، بکشد ثواب بیشتر میبرد! دیگر بدتر از جنگ که نیست! تیر بخورد بیفتد! ولی شارع میگوید که نه این «أفضَلُ الأعمالِ أحمَزُها» به مسئلۀ مشقت و اینها برمیگردد نه به مسئلۀ اضرار! مسئلۀ اضرار و لا ضرر و لا ضرار، مسئلۀ اضرار بر نفس خودش مسئلۀ مهمی است.
- . مفتاح الفلاح، ص 45.
