اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 10 صفر المظفر 1426

جلسه ۴۲۵

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 10 صفر المظفر 1426

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۲۵

4
  • مثلاً در باب خطاء و نسیان شارع می‌گوید که در ظرف نسیان به نفس خود این فعل اباحه تعلق می‌گیرد، به خود این فعل، یعنی وقتی به این فعل نگاه کنیم این خاطی فعل حرام انجام داده می‌توانیم بگوییم که فعل حلال انجام داده چون این فعل حلال معنون به ‌عنوان خطاء و نسیان است و این مسئله در مورد اکراه و در مورد اضطرار بهتر روشن می‌شود.

  • ما قائل به حلیت واقعی در مقام اضطرار هستیم قائل به وجوب واقعی در اکل میته عند اشراف علی الموت هستیم. قائل به حلیت شرب خمر عند إشراف علی الموت هستیم منتها نه به‌عنوان حلیت واقعیه بِما هی واقعیه؛ یعنی بِعنوانه الأوّلی بلکه این موضوع که شرب خمر است در ظرف اضطرار معنون به‌ عنوان حلیت شده است یعنی آن جنبۀ ثانوی مسئله در نزد شارع ملحوظ است و شارع اتصاف این موضوع را به وصف عنوانی اضطرار و به وصف عنوانی اکراه مدّنظر قرار داد و این منافات با عدم مانعیت با عنوان اوّلی نیست لذا افطاری که الآن شخص مکره دارد انجام می‌دهد آن افطار حلال است ولی این افطار حلال مانع از آن تعلق حکم اوّلی به مکلف عند رفع الإکراه نیست عند انتفاء الإکراه نیست و آن موجب قضا نیست. یا در مورد اضطرار هم مسئله به همین کیفیت است.

  • پس آنچه که برای مرحوم کمپانی در مقام اضطرار باعث خلط و اشتباه شده است که اضطرار را درصورتی‌که متعلق به معیّن از أحد الأطراف باشد مانع از تنجّز علم اجمالی می‌دانند و شبهه را نسبت به‌طرف دیگر شبهه بدویه به‌حساب می‌آورند و اصل را در طرف دیگر اباحه قرار می‌دهند ـ به‌عکس آن موردی که اضطرار که تعلق بگیرد به أحد غیر معیّن ـ آن مطلب این است که مرحوم کمپانی تصورشان بر این است حالا که اضطرار به معیّن تعلق گرفته است این معیّن أحد الطرفین را از آن عنوان اوّلی خارج می‌کند لذا عبارتشان این است که شارع در مانحن‌فیه به حلیت هذا الإناء ولو کان خمراً حکم می‌کند. این عبارت است و این عبارت، عبارت بسیار دقیقی است که ایشان استعمال می‌کنند چون اضطرار تعلق به معیّن گرفته نه أحدهمای علی البدلیه بلکه مثلاً این إناء دواء است این مایع دواء است منتها این دواء از نظر خمریت و تنجس بین این اناء و بین این اناء مشتبه شده است ولی مکلف مضطر به این إناء است لا بِأحدهما بلکه به این إناء‌ مخصوص و وقتی که مضطر به إناء مخصوص بشود معنایش این است که شارع می‌گوید: این إناء یَجبُ شربه، نمی‌گوید: هذا و هذا! اینکه ماء است و مریض که مضطر به این نیست. مریض مضطر به این است اما این إناء از نظر تنجس مردد بین این مایع و بین این مایع است. وقتی که إناء معیّن بشود شارع چه می‌گوید؟ شارع می‌گوید: یَجب علیک شربه نمی‌گوید: لا یَحل، اصلاً بالاتر از این می‌گوید: یَجب علیک شربه اینکه می‌گوید: یَجب علیک شربه معنایش چیست؟ یعنی ولو کان خمراً یَجب علیک یعنی الآن چون بقاء صحت و استمرار حیات متوقف بر این إناء ‌است ولو کان خمراً یَجب علیک اصلاً واقعاً خمر است، اگر خمر بود شارع چه می‌کرد؟! آیا می‌گفت: نخور یا می‌گفت: بخور؟! الآن هم همین را می‌گوید. بالاتر از اینکه نداریم.

/ 380