
جلسه ۴۲۸
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16 ربيع الاول 1426
جلسه ۴۲۸
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16 ربيع الاول 1426
جلسه ۴۲۸
10تلمیذ: این اضطرار اصلاً معنا ندارد.
استاد: اضطرار اصلاً به علم اجمالی کاری ندارد.
تلمیذ: وقتی هنوز برای مکلف علم اجمالی نیامده است، عنوان اضطرار معنا ندارد و منِ مکلف اصلاً نمیدانم که هذا خمرٌ یا هذا خمرٌ.
استاد: اضطرار به معنای الزام در فعل است، الزام در فعل به علم اجمالی کاری ندارد.
تلمیذ: وقتی که من نمیدانم که هذا خمرٌ یا هذا خمرٌ چه الزامی؟!
استاد: مثلاً همین جناب بزرگوار کلیهاش خراب است و روز ماه رمضان است و فرض بر این است که یکی خمر است نهاینکه ایشان آورده است، حالا در منزل ایشان پیدا میشود و کاری به این نداریم که ایشان یا کسی دیگر آورده است! طبیب به ایشان گفته است که شما رأس ساعت پنج برای کلیهتان باید یک لیوان آب بخورید و این اصلاً به علم اجمالی کاری ندارد، رأس ساعت پنج میشود و ایشان یک لیوان آب در وسط اتاقش میبیند و میگوید که عجب لابد اهلبیت ما این لیوان آب را در اینجا گذاشته است که من بخورم! ایشان اضطرار به این پیدا میکند و معنای اضطرار به الزام این است که انسان ملزم به یک شیء است. حالا مجبور است این یک لیوان آب را بخورد یعنی شارع حکم کرده است و فرض بر این است که غیر از این لیوان آب هم در منزل نیست و همین یک لیوان آب معدنی است همینکه این را میخورد میبیند عجب یکی از این لیوانها خمر بوده است! حالا اهلبیت اشتباه آورده است یااینکه کسی این را در اینجا گذاشته است، حالا که اضطرار دفع شده است تکلیف چیست؟! حالا میتواند نخورد. آنوقت مکلف بود و حالا اضطرار است نهاینکه یک حکم قلمبه و سلمبهای بیاید! نه، طبیب حکم به شرب این میکند و معنای همین اضطرار است و موجب میشود که از تحت علم اجمالی خارج شود.
صحبت ما در این است و اشکال ما به مرحوم کمپانی نیست، اشکال به اصل قوم برمیگردد که اضطراری که اینهمه در کتب نوشتهاند که موجب خروج أحد الطرفین از علم اجمالی است، این اصلاً مطلب کشکی است و اصلاً جایگاهی ندارد چون اضطرار به علم اجمالی کاری ندارد، اضطرار یک تکلیف جدایی منحاز و جدای از تنجّز تکلیف در عالم تنجّز است نسبت به علم اجمالی. مثل وجوب صوم و روزه، این به آن چه ربطی دارد؟ ربطی به همدیگر ندارند؛ آن وجوب کفّ نفس در حرمت شرب خمر در عالم تنجّز بهجای خود و این وجوب أحد الطرفین هم بهجای خود، اما إنشاءالله اشکال دیگر و اشکالی که مرحوم اصفهانی و قوم میتوانند بر ما وارد کنند را جلسۀ بعد بیان میکنیم.
