
جلسه ۴۲۹
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 22ربيع الاول 1426
جلسه ۴۲۹
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 22ربيع الاول 1426
جلسه ۴۲۹
6وقتی دو شیء إنائین مشتبهین در خارج منتفی شد پس دیگر حكم میخواهد به چه چیزی تعلق بگیرد؟! میخواهد احتراز از چه چیزی باشد؟! میخواهد كفّ نفس از چه چیزی باشد؟! میخواهد به چه چیزی تعلق بگیرد؟! إنائینی نیست كه نهی بخواهد به آن تعلق بگیرد مثل اینكه از اول نبوده است. حالا اگر یكی از این دو اناء منتفی بشود چه فرقی میكند؟! مثل اینكه هردو اناء منتفی شده است! چرا؟! چون معلومین بالعرض علت برای حكم است نه مشكوك الخمریه، مشكوك الخمریه علت برای حكم نبود و معلوم الخمریة بالعلم الإجمالی علت بود. آن معلوم الخمریه معلوم بالعرض است والاّ معلوم ذاتی آن مسئله کیف نفسانی است و آن یك وصفی است كه عارض بر نفس میشود حالا یا عارض میشود یا مخلوق و معلول برای نفس، به هر تعبیری باشد بالأخره قائم به نفس است و ارتباطی با خارج ندارد و تكلیف هم كه براساس معلوم ذهنی نمیآید، براساس معلوم خارجی میآید و معلوم خارجی ما بهواسطۀ انتفاء یا اضطرار، أحد طرفین را از تحت معلوم بالعرض خارج میكند. آنوقت چه فرق میكند که الآن این اناء در اینجا منتفی بشود یااینكه مبتلاء به اضطرار بشود؟! وقتی قرار به اضطرار شد یعنی از معلوم بالعرض بودن بیرون آمد.
بنابراین همانطوریكه معلوم بالعرض ما در تعلق حكم احتیاج به علت موجده و محدثه دارد همینطور در بقاء خودش اگر بخواهد موجب حكم باشد باید احتیاج به علت مبقیه داشته باشد. این اشكالی است كه میشود بر این مسئله وارد بشود و اشكال هم اشكال متینی است زیرا همانطوریکه قبلاً عرض شد آنچه كه باقی میماند علم اجمالی است؛ علم اجمالی باقی به بقاء نفس و بقاء دهر است و تا روز قیامت هم علم اجمالی باقی است ولی علم اجمالی بدون معلوم بالعرضِ خارجی موجب تكلیف نیست. فرض كنید که من علم اجمالی دارم بر اینكه پارسال أحد الإنائین خمر بود الآن به من چه ربطی دارد؟! الآن امسال است و موجب تكلیف نیست.
