
جلسه ۴۳۶
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 15 ربيع الثاني 1426
جلسه ۴۳۶
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 15 ربيع الثاني 1426
جلسه ۴۳۶
5اینكه مرحوم آخوند میفرمایند: احتیاط! لقائلٍ أن یقول: وقتی که شما حرمت را بهواسطۀ اضطرار برداشتید دیگر در اینجا چه میماند؟! وقتی كه شما میفرمایید كه قدرت شرط برای تكلیف است و بر این مسئله پافشاری و اصرار میكنید پس از این میفرمایید که اشكال در اینجا نیست كه در مانحنفیه اضطرار سلب قدرت میكند بلكه آنچه كه در مانحنفیه موجب احتیاط است این است كه آن مسئلۀ خمریت و تكلیف در اینجا مردد بین الطرفین است یعنی آن خمریت هم مردد بین این طرف [و هم آن طرف] است؛ در عین اینكه مشكوكُ المصداقیه در اینطرف است در همین حال مشكوك المصداقیه نسبت به طرف دیگر هم هست و اینكه دو مشكوك المصداقیه در مقابل هم قرار گرفتند، موجب میشود تكلیف به حرمت به حال خودش باقی بماند.
جواب این است كه جناب آخوند آیا شما قدرت را در تكلیف شرط میدانید یا نمیدانید؟! شما كه از اول این موضوع را تثبیت كرد حالا هزارتا هم در مقابل همدیگر قرار بگیرند فرض كنید كه آن خمریت مردد بین اینطرف و بین آنطرف یا بین طرف ثالث یا هرچه میخواهد [مردد] باشد الآن در مانحنفیه اضطرار هست یا نه؟! اضطرار سلب قدرت میكند یا نه؟! وقتی اضطرار سلب قدرت از مكلف كرد دیگر چه تكلیفی باقی میماند؟! تكلیف چه میشود؟! تكلیف مشروط به اختیار میشود و الآن در تكلیف قدرت وجود ندارد و وقتی قدرت وجود نداشت بااینكه خمریت مردد بین طرفین است و با اضطرار آن تردید ازبین نمیرود و باز آن طرف دیگر باقی میماند ولی اشكال در اینجا به حال خودش باقی است و آن این است كه مكلف قادر بر اتیان مامورٌ به بهواسطۀ اضطرار نخواهد بود، قادر نیست!
قدرت شرط برای فعلیت تكلیف است نه شرط برای تنجّز تكلیف
شما قدرت را شرط برای تكلیف دانستید و وقتی که قدرت شرط برای تكلیف شد دیگر این مكلف در اینجا چگونه میتواند از عهدۀ تكلیف بربیاید؟! مگر اینكه این مسئله مطرح بشود ـ همانطوریكه عرض شد ـ كه قدرت شرط برای فعلیت تكلیف است نه شرط برای تنجّز تكلیف و در مانحنفیه تنجّز تكلیف قبل الاِضطرار و بعد الاِضطرار موجودٌ؛ فعلیت تكلیف قبل الاضطرار موجودٌ بِالنسبةِ بِالطرفین، با طروّ اضطرار آن فعلیت تكلیف نسبت به طرف مضطرٌ إلیه منتفی میشود اما نسبت به طرف دیگر به فعلیت باقی میماند و شرط فعلیت تكلیف در طرف دیگر، فعلیت تكلیف در طرف دیگر نیست تااینكه گفته بشود بهواسطۀ اضطرار طرف دیگر فعلیت ندارد بلكه شرط برای فعلیتِ تكلیف در طرف دیگر تنجّز تكلیف قبل از طروّ اضطرار است و آن تنجّز تكلیف قبل از طروّ اضطرار به حال خودش باقی است! شك داریم كه آیا آن تنجّز با طروّ اضطرار باقی است یا نه؟ استصحاب تنجّز موجب میشود كه تكلیف در ناحیۀ غیر مضطرٌ إلیه فعلی، و در ناحیۀ مضطرٌ إلیه منتفی بشود. فقط تنها راه، این باقی میماند و بس!
