اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 15 ربيع الثاني 1426

جلسه ۴۳۶

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 15 ربيع الثاني 1426

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۳۶

6
  • بالا بروید و پایین بیایید مسئلۀ اضطرار نه تصرف تكوینی در خمریت خمر می‌كند كه ماهیت خمر را عوض كند و نه تصرف تكوینی در حرمت خمر می‌كند! بله، اگر اضطرار حتی در یك مورد نه حتی در علم اجمالی ...، بلکه اگر در خمر معلوم اضطرار پیدا شد كاری كه اضطرار انجام می‌دهد حرمت این مایع را تبدیل به اباحه نمی‌كند بلكه آن حرمت را در مقام فعلیت منتفی می‌كند نه در مقام تنجّز؛ معنای در مقام تنجّز منتفی كردن این است كه اصلاً به‌طوركلی حرمتی بر خمر تعلق ندارد درحالی‌كه حرمت متعلق بر خمر است همین كه می‌خواهد بیاید در مقابل مكلف قرار بگیرد اینجا اضطرار می‌آید و جلوی آن را می‌گیرد، اینكه اضطرار می‌آید جلویش را می‌گیرد تنجّز او را كه ازبین نمی‌برد بلکه فقط فعلیت او را برمی‌دارد و وقتی اضطرار ازبین رفت دوباره فعلیت سر جایش برمی‌گردد. تنجّز هست!

  • من‌باب‌مثال وقتی كه أكرم العلماء آمد این أكرم العلماء شامل همۀ افرادی می‌شود كه اینها مصداق برای علم هستند و مانع برای این تنجّز عبارت از فسق است؛ لا تكرم الفساق خب این لا تكرم الفساق می‌آید أكرم العلماء را به فعلیت تخصیص می‌زند نه به تنجّز چون ملاك برای اكرام عبارت از علمیت است و علمیت در هرجا باشد در آنجا این حكم بر آن مترتب است و مانعی كه در اینجا می‌آید جلوی این اكرام را می‌گیرد عبارت از فسق است. عدالت طریق برای اجرای این حكم است و فسق مانع است، پس وقتی كه مولا می‌گوید: أكرم العلماء این اكرام همۀ علما را شامل می‌شود و خَرَجَ بِه الفساق پس این فساق، وجوب اكرام را از علما در مقام فعلیت و تنجّز برنمی‌دارد، اكرام روی علما رفته بِما هم علماء و آنچه كه موجب عدم اكرام می‌شود فعلیت است یعنی با لا تكرم الفساق جلوی فعلیت أكرم العلماء گرفته می‌شود.

  • معنای تخصیص حکم

  • اصلاً معنای تخصیص این است؛ چرا مولا یك حكم را تخصیص می‌زند؟! خب از اول دو حكم بیان بكند! معنای تخصیصی كه مولا می‌زند این است كه بگوید: این مستثنیٰ داخل در مستثنیٰ منه هست به حكم اوّلی الاّ اینكه به‌واسطۀ طروّ مانع از تحت مستثنیٰ منه فی وهلةٍ مِن الوهلات و فی مرتبةٍ مِن المراتب و فی زمانٍ مِن الأزمنه خارج است. ﴿فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ أَبَىٰ وَٱسۡتَكۡبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِين﴾؛1 ملائكه همه سجده كردند و ابلیس سجده نكرد. این ابلیس اگر داخل در ملائكه نبود پس چرا خدا این ابلیس را جزو ملائكه آورد؟! از اول باید می‌گفت: فَسجد الملائكة خب چرا این‌طور گفت؟!مثل اینكه بگویید: فَسَجد الملائكة إلاّ الحجار أو إلاّ الأشجار أو الوحوش این معنا ندارد!

    1. . سوره بقره (2) آیه 34.
/