
جلسه ۴۳۷
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16 ربيع الثاني 1426
جلسه ۴۳۷
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16 ربيع الثاني 1426
جلسه ۴۳۷
6ولی نه، اگر قرار باشد بر اینكه واجب مشروط فقط علم بهعنوان منجّز تكلیف باشد خب علم به اضطرار در مابعد هیچ دخالتی در تنجّز تكلیف ندارد بلكه این اقتضا میكند كه تكلیف من أوّل الأمر در اینجا منجّز بوده است یعنی گرچه اضطرار بعد آمده است و مكلف بعد از علم اجمالی علم به اضطرار پیدا كرده است نه قبل از علم اجمالی، ولی این علم او به بعد از علم اجمالی به اضطرار، بهعنوان شرط متأخر برای تكلیف از اوّل است كأنّ شارع گفته است که اجتنب عن الخَمر که أنت تبتلی بالاضطرار بأحد الأطراف بعده، به این كیفیت، یعنی آن علم به اضطرار بهعنوان شرط متأخر برای تنجّز از اول آمده است یعنی از اول كه شارع میگوید که اجتنب عن الخَمر، نمیگوید که اجتنب عن الخَمر مطلقاً! تازه اگر هم بگوید که مطلقاً، هردو را شامل میشود؛ هم موقع غیر اضطرار و هم موقع اضطرار. بلکه میگوید که اجتنب عن الخَمر كه فردا به اضطرار بِأحد الأطراف ابتلا پیدا میكنی، پس این بهعنوان شرط متأخر از اول امر منجّز تكلیف است پس از اول امر باید نسبت به طرفین تنجّز پیدا كند. حالا فردا بِأحد الأطراف ابتلا پیدا میكنی پس نسبت به بقیهاش چه چیزی باقی میماند؟
پس مرحوم كمپانی میفرمایند که بنا بر این دو فرض فقط یك فرض هست كه بهعنوان مانع باشد یعنی آن علم به شرط به عنوان مانع برای حدّ برای تكلیف قرار میگیرد والاّ در این دو صورت باز استصحاب علم اجمالی اقتضای احتیاط را میكند. این مطالبی كه تا این جلسه عرض شد صحبت مرحوم كمپانی تا اینجا تمام شد، بعد از این ایشان وارد حاشیۀ دیگر میشوند و مطلب دیگری از مرحوم آخوند را در اینجا بیان میكنند.
بهنظر میرسد كه در این مباحثی كه من سعی كردم بهطور مستوفیٰ كلام مرحوم كمپانی را با توجه به حواشی دیگر مطرح كنم، آن طرفین استدلال در علم اجمالی روشن شد و مسئله بیان شد و آن كسانی كه قائل به احتیاط و استصحاب تكلیف درصورت علم اجمالی هستند، در اشكالی كه بر مبنای آنها وارد شد عرض شد كه درصورتیكه شما علم اجمالی را قائم به دو طرف خارجی میدانید، با وجود فقدان یكی چطور در اینصورت باز موضوع باقی است؟! و یااینكه اضطرار به یكی از دو طرفین چطور موجب میشود كه موضوع باقی باشد و با بقاء موضوع شما بتوانید استصحاب كنید؟! چون شرط در استصحاب بقاء موضوع است و شكی نیست كه علم اجمالی همانطوریكه حدوثاً علت حدوث علم اجمالی تحقق دو طرف یا اطراف است، بقائاً هم همان علت علم اجمالی و بقاء علم اجمالی و استمرارش باید تحقق طرفین باشد و نمیشود علم اجمالی را حدوثاً معلول برای تحقق طرفین بدانیم ولی بقائاً دیگر این نباشد.
