
طرح بحث ارتداد و نگرش جوامع غربی به این حکم الهی
بررسی نظریه تغییر مفاهیم دینی و عدم ثبات احکام
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث مهم پیرامون احکام اسلامی، یعنی مسئله ارتداد و چالشهای مطرحشده در جوامع غربی میپردازند. بحث با طرح این سؤال آغاز میشود که آیا با تغییر شرایط زمان و مکان، احکام دین نیز تغییرپذیرند یا خیر. در ادامه، ضمن اشاره به تفاوت میان تغییر موضوع و تغییر حکم، دیدگاههای افراطی و تفریطی در این زمینه نقد میشود. سپس استاد به تحلیل و نقد آرای مطرحشده درباره رنسانس دینی و پروتستانتیسم اسلامی میپردازند و دیدگاه کسانی را که به بیثباتی مفاهیم دینی و سقوط حجیت آیات و روایات در عصر حاضر قائلند، مورد بررسی قرار میدهند. در پایان، ابعاد مختلف این نظریه و تبعات آن در عرصه اجتهاد و فتوا تبیین شده و اشکالاتی پیرامون تناقض درونی اینگونه تفکرات مطرح میگردد.
طرح بحث ارتداد و نگرش جوامع غربی به این حکم الهی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث مهم پیرامون احکام اسلامی، یعنی مسئله ارتداد و چالشهای مطرحشده در جوامع غربی میپردازند. بحث با طرح این سؤال آغاز میشود که آیا با تغییر شرایط زمان و مکان، احکام دین نیز تغییرپذیرند یا خیر. در ادامه، ضمن اشاره به تفاوت میان تغییر موضوع و تغییر حکم، دیدگاههای افراطی و تفریطی در این زمینه نقد میشود. سپس استاد به تحلیل و نقد آرای مطرحشده درباره رنسانس دینی و پروتستانتیسم اسلامی میپردازند و دیدگاه کسانی را که به بیثباتی مفاهیم دینی و سقوط حجیت آیات و روایات در عصر حاضر قائلند، مورد بررسی قرار میدهند. در پایان، ابعاد مختلف این نظریه و تبعات آن در عرصه اجتهاد و فتوا تبیین شده و اشکالاتی پیرامون تناقض درونی اینگونه تفکرات مطرح میگردد.
طرح بحث ارتداد و نگرش جوامع غربی به این حکم الهی
7مهمترین و بالاترین اشکال وارد بر نظریۀ سروش
مهمترین اشکالی که بر این نظریه وارد میشود یعنی بالاترین اشکال این است که ما نباید قائل به ثبات در مفاهیم دینی باشیم. بهطورکلی ما باید به لا ثباتی در هر مفهومی معتقد باشیم یعنی اصلاً مفهومی وجود ندارد. منبابمثال هر شخصی از آب یک مفهوم برداشت میکند؛ شما از آن، آب میفهمید و این آقا از آن، نان میفهمد و دیگری از آن، چغندر میفهمد و... ، ولی باید بگوییم که خود آب در لغت به هیچ معنایی نیست. یکوقت میگوییم که این واضع که «آب» را در لغت آورده است، چه معنایی دارد؟ اینکه الآن در کتاب نوشته شده است: «آب»، به چه معنا است؟ حالا اینکه ما چه میفهمیم بحث دیگری است. اما اینها میگویند که آب اصلاً هیچ معنایی ندارد، آب در کتاب معنا ندارد. یعنی حرفشان این است؛ اگرچه میگویند: منظورمان این نیست. آنوقت دیگر در این زمینه به مسائلی متمسّک میشوند.
تلمیذ: منظورشان این است که شرایط زمان و مکان، وحدت رویه میآورد. یعنی معنای آب، یک معنا است ولی صد سال قبل معنای دیگر و دویست سال قبل یک معنای دیگر داشته است.
استاد: بله، اشکال ندارد ولی صحبت در این است که اگر متکلمی در هزار سال پیش لغت آب را بهکار برد، آیا ما باید معنای الآن را از آن بفهمیم یا معنای هزار سال پیش را؟! اینها میگویند که اگر متکلمی در هزار سال پیش گفت: «به من آب بدهید»، ما باید همین را بفهمیم که الآن میفهمیم؛ یعنی چغندر بده!
تلمیذ: این هم منافات ندارد مثل این میماند که در هزار سال قبل یکی بگوید که وقتی میخواهید مطالعه کنید چراغ را روشن کنید.
استاد: آن معنا عام است. توجه کنید! آن الفاظ آن است که میگوییم دلالت بر معنای عام میکند، آیا صحیح است که بگوییم در آن وقت که میگفتند: «چراغ را روشن کنید»، الآن یعنی چراغ را خاموش کنید؟! اینکه صحیح نیست، این معنای متناقض است! ما میخواهیم بگوییم که این عبارتی که در هزار سال پیش بهکار برده شده است، در آن موقع چه معنایی داشته است؟ آیا معنایش معنای برق بوده و شخص نمیفهمیده یا اینکه مثلاً معنایش چراغ روغنی بوده است؟! ما میگوییم این معنا در آنوقت دلالت بر چراغ روغنی میکرد اما یک مسئلۀ دیگر هم داریم و آن اینکه الفاظ دلالت بر معانی عامّه میکنند، واضع برای معنای عام وضع کرده است. حالا اگر واضع واقعاً برای همین معنای خاص، وضع کرده باشد دراینصورت چه میگویید؟! وقتی واضع آن را برای معنای آب وضع کرده است، دیگر معنا ندارد که ما آن را بهمعنای نان و خبُز سرایت دهیم! صحبت و اشکال این است و حرف این افراد این مطلب است.
