طرح بحث ارتداد و نگرش جوامع غربی به این حکم الهی
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
یکی از مباحث بسیار مهم که امروز در جوامع، مخصوصاً در فرهنگ غرب و در جوامع غربی، نقطۀ ضعفی برای اسلام و برای احکام اسلامی بهحساب میآید، مسئلۀ ارتداد است که خیلی از این نقطهنظر مطرح میشود. مخصوصاً بعد از تظاهراتی که جبهۀ ملّی دربارۀ قصاص و حد انجام داده بود و مسئلۀ ارتداد مطرح شد و مرحوم آقای خمینی حکم صادر کردند1 و دیگری بعد از قضیۀ تألیف کتاب معروف [آیات شیطانی] مطرح شد2 که طرح آن بهنحو خیلی زننده و موهنی احکام اسلامی را مورد سؤال قرار داد؛ بهطوریکه الآن این مسئلۀ ارتداد و مسئلۀ آزادی فکر و اختیار انسان در القاء مبانی مختلفه بهعنوان یک اصل مهمّ قابل قبول جامعۀ بشری مطرح است و خود همین هم منطبق با ادلّه عقل و اختیار است. صرفنظر از ادلۀ شرعیهای که داریم منبابمثال در آیات داریم: ﴿قُلۡ فَلِلَّهِ ٱلۡحُجَّةُ ٱلۡبَٰلِغَةُ﴾،3 ﴿ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾،4 ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾،5 ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا﴾6و امثالذلک از ادلۀ غیر قابل انکار که با توجه به مسئلۀ ارتداد و مسئلۀ انکار ضروریای از ضروریات دین، این قواعد چه جایگاهی میتوانند داشته باشند و چطور میسازند؟!
این مسئلهای است که از سابق مدّنظر بوده است و فقها هم راجع به آن، مطالب متفاوت و مختلفی داشتهاند. من در این چند ماه اخیر با افراد عدیدهای صحبت میکردم؛ افرادی که از جاهای مختلف از خارج از کشور برای من نامه میدادند و هم افرادی که در خارج از کشور بودند و با آنها ملاقاتی داشتهام یا بعضی از دوستان که راجع به این قضیه با آنها صحبت میشد، دیدم خیلی مناسب است که این بحث را مطرح کنیم و تا حدودی که عقلمان میرسد و راجع به آن اطلاع داریم، این بحث را باز کنیم. البته بعضیها در این زمینه خیلی جانب افراط را طی کردهاند و بهمجرد ابراز یک نظریۀ مخالف، حکم به ارتداد و قتل و اعدام میکنند، بعضیها هم در جانب تفریط، بهطورکلی آزادی فکر و القاء نظره و رأی را به هر حدّ ممکن جایز میدانند و اصلاً مسئلۀ ارتداد را کأنّ مختصّ به برهۀ خاصی میدانند؛ یعنی در برههای که زمینه و ظرف، ظرف فکر و اندیشه نیست.
- . صحيفۀ آیة الله خمینی، ج 14، ص 462:
«... شما وكلايى هستيد در مجلس، محترميد، متدينيد؛ جدا كنيد حساب [خودتان] را از مرتدها. اينها مرتدند. جبهۀ ملى از امروز محكوم به ارتداد است.» - . صحیفۀ آیة الله خمینی، ج 21، ص 263:
«بسمه تعالی
إنا لله و انا الیه راجعون
به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان میرسانم مؤلف کتاب «آیات شیطانی» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشر شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می باشند. از مسلمانان غیور میخواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرئت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید، و هر کس در این راه کشته شود شهید است إنشاءالله. ضمناً اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی» - . سوره انعام (6) آیه 149.
- . سوره زمر (39) آیه 18. امام شناسى، ج 16ـ 17، ص 560:
«پس (اى پيامبر) بشارت بده بندگان مرا آنان كه هر گونه گفتار را مىشنوند و از بهترين آن پيروى مىنمايند. آناناند كسانى كه ايشان را خداوند هدايت كرده است و ايشاناند صاحبان عقل و درايت». - . سوره بقره (2) آیه 286. رساله بدیعه، ص 31:
«خداوند جز به قدر ظرفیت و استطاعت افراد تکلیف نمینماید.» - . سوره طلاق (65) آیه 7. معاد شناسى، ج 3، ص 56:
«خداوند به صاحب نفسى تكليف ننموده است مگر به مقدارى كه از قدرت و توان به او عنايت نموده است.»
- . صحيفۀ آیة الله خمینی، ج 14، ص 462:

