معنای ارتداد و ذکر بعضی از آیات و روایات در این باب
6طریقۀ بحث کردن با شخص منکر بعثت
یکوقت اگر بگوید: «اصلاً بعثت را قبول ندارم!» ما بحث را در توحید میبریم، بحث را در نقصان میبریم، بحث را در خلل میبریم، بحث را در لطف میبریم و از این مباحث توحیدی، رسالت و امامت را اثبات میکنیم.
یکوقت واقعاً شخص دربارۀ توحید بحث ندارد، دربارۀ رسالت هم بحث ندارد، فقط دربارۀ احکام بحث دارد. به او میگوییم: نفی احکام، نفی رسالت `است؛ با این خصوصیّت که اعتقاد به یک شیء اعتقاد به لوازم شیء است. منبابمثال نمیشود که شما ابن عمرو را قبول داشته باشید ولی عمرو را که ابن خالد است قبول نداشته باشید! وقتی که شما این نسب را قبول دارید، بالاتر را هم باید قبول داشته باشید. نمیشود که به شمس اعتقاد داشته باشید اما به اضائۀ شمس اعتقاد نداشته باشید، چون اضائه از لوازم لاینفکّ شمس است.
بنابراین نکتۀ مهمی که در بحث ارتداد وجود دارد این است که ما در این بحث، آیۀ قرآن داریم که ﴿مَن يَرۡتَدَّ مِنكُمۡ عَن دِينِهِ﴾ یعنی کسی که از دین برگردد، دین را کنار بگذارد، کنار گذاشتن دین یعنی کفر به الله، یعنی کافر شدن به خداوند متعال. این انکار دین و جحد به دین و جحد به احکام دین، نکتۀ بسیار مهمی است که در این آیه مطرح میشود. البته جلسۀ آینده راجع به این مطلب بحث میکنیم.
بناءًعلیٰهذا اوّلاًبلااوّل اگر شخصی برحسب عدم مطالعه، عدم تفحّص، عدم اطلاع و جهل بگوید که این فرع وجود ندارد، منبابمثال در حج، رمی جمار وجود ندارد یا منبابمثال شرب بعضی از چیزها موجب بطلان صوم نمیشود، مثلاً شرب دخان موجب بطلان صوم نیست، این مطلب یعنی انکار و نفی حکمی از احکام، و موجب انکار دین نیست. چهبسا اینهمه مجتهدین هستند که با همدیگر اختلاف دارند؛ یک مجتهد شرب توتون را موجب بطلان صوم میداند و یک مجتهد شرب توتون را موجب بطلان نمیداند، آیا باید بگوییم که یکی از اینها مرتد است؟! این که معنا ندارد! همینطور مطالب و مسائل ضروری دین که این مسائل ضروری از مسلّمات دین نیست، یعنی ضروری است اما جزء مسلّماتی که عرف هم این را یکی از مسلّمات بدانند نیست؛ مانند حرمت زنا که آن را از مسلّمات نمیدانند.

