اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معنای ارتداد و ذکر بعضی از آیات و روایات در این باب

بررسی فقهی جحد، انکار دین و توبه مرتد

14٬356
فقه

این جلسه از سلسله دروس خارج فقه ارتداد با تدریس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین معنای ارتداد و بررسی آیات و روایات مرتبط با آن اختصاص دارد. بحث با تحلیل آیه ش شریفه مربوط به ارتداد آغاز می‌شود و تفاوت میان عدم اعتقاد و جحد یعنی علم توأم با انکار مورد توجه قرار می‌گیرد. در ادامه، استاد به این نکته می‌پردازد که اظهارنظر در مسائل فرعی دین یا ناآگاهی نسبت به برخی احکام موجب ارتداد نمی‌شود، بلکه ارتداد حقیقی به انکار اصل توحید، رسالت یا شریعت بازمی‌گردد. همچنین به کمک روایات، موضوعاتی چون توبه مرتد، تفاوت مرتد فطری و ملی، احکام مالی و ازدواج مرتد، و لوازم انکار اصول دین مورد تحلیل فقهی قرار می‌گیرد.

معنای ارتداد و ذکر بعضی از آیات و روایات در این باب

توضیحات:

این جلسه از سلسله دروس خارج فقه ارتداد با تدریس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین معنای ارتداد و بررسی آیات و روایات مرتبط با آن اختصاص دارد. بحث با تحلیل آیه ش شریفه مربوط به ارتداد آغاز می‌شود و تفاوت میان عدم اعتقاد و جحد یعنی علم توأم با انکار مورد توجه قرار می‌گیرد. در ادامه، استاد به این نکته می‌پردازد که اظهارنظر در مسائل فرعی دین یا ناآگاهی نسبت به برخی احکام موجب ارتداد نمی‌شود، بلکه ارتداد حقیقی به انکار اصل توحید، رسالت یا شریعت بازمی‌گردد. همچنین به کمک روایات، موضوعاتی چون توبه مرتد، تفاوت مرتد فطری و ملی، احکام مالی و ازدواج مرتد، و لوازم انکار اصول دین مورد تحلیل فقهی قرار می‌گیرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

معنای ارتداد و ذکر بعضی از آیات و روایات در این باب

12
  • این روایت می‌فرماید که حضرت او را توبه دادند؛ «فاستَتابَهُ»، در روایت دوم داشتیم که «فلا توبةَ لهُ»، باید این دو را لحاظ کرد. این «فلا توبةَ لهُ» به چه منظوری است؟ «فاستَتابَهُ» که در اینجا داریم به چه منظور است؟! «فأَبَی علیهِ»، یعنی اباء کرد، عناد کرد.

  • روایت پنجم: این روایت ظاهراً خلاف روایت قبل است:

  • عنِ العمرکی بنِ علِیٍّ عن علِیّ بنِ جعفرٍ عن أخِیهِ أبِی‌الحسنِ علیه‌السّلام قال: سَألتُهُ عن مُسلِمٍ تَنَصَّرَ قال: «یُقْتَلُ و لا یُستَتابُ.» قُلتُ: فَنَصرانِی أسلَمَ ثُمّ ارتدَّ، قالَ: «یُستَتابُ فإِن رَجَعَ و إِلّا قُتِل.»1

  • حضرت می‌فرماید که او باید کشته شود و توبه داده نشود. از اینجا متوجه می‌شویم که روایت قبل مربوط به زمان امیرالمؤمنین علیه‌السّلام است که در زمان امیرالمؤمنین همۀ اینها مسبوق به کفر بودند و قبلاً کافر بودند. در زمان امیرالمؤمنین و پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم ملّی بودند ولی در زمان موسی ‌بن ‌جعفر علیهما‌السّلام همه فطری هستند؛ چون قبلاً نطفۀ اینها از ابوین مسلمان یا احدهما المسلم منعقد شده است، بنابراین حکم در اینجا فرق می‌کند و کیفیت حکم تفاوت پیدا می‌کند.

  • مطلب در اینجا خیلی مشکل می‌شود که اگر قرار بر این است که توبه داده شوند، این توبه در چه وقت است؟ اگر قرار بر این است که توبه داده نشوند، در چه وقت است؟ آیا حتی مرتد فطری را نباید توبه داد یا اینکه باید توبه داد؟ اگر باید توبه داد، چرا در این روایت دوم دارد: «فلا توبةَ لهُ»؟! منظور از توبه در اینجا چیست؟ آیا رجوع به عقائد اولیه است یا ظاهراً منظور از توبه در اینجا رفع ید از این عقائد ثانویه است؟ اینها مسائلی است که خیلی مورد دقت و بحث قرار می‌گیرند. اگر شخصی عن عدم جحدٍ، به‌حسب ظاهر مرتد شود و جحد نداشته باشد چرا در مورد فطری نباید توبه داده شود؟! چرا «فلا توبةَ لهُ»؟! در مورد ملّی چرا باید توبه داده شود؟! این که از عدم جحد است! اگر هم از روی جحد و انکار است، پس این دو فرقی نمی‌کنند؛ چه از روی انکار و عناد، مسلم انکار کند یا از روی جحد و انکار ملّی انکار کند! چه فرقی می‌کند؟! هردو عناد است و عناد، عناد است! خلاصه، اینها قابل بحث هستند که إن‌شاءالله بعداً راجع به اینها صحبت می‌کنیم.

    1. . همان، ح 5.
/ 260