معنای ارتداد و ذکر بعضی از آیات و روایات در این باب
10روایت اوّل:
محمّدُ بن علیّ بن الحسین باسنادِه عن حسنِ بن محبوب عن أبیأیّوب عن مُحمّدِ بنِ مُسلِمٍ عن أبیجعفرٍ علیهالسّلام فی حدیثٍ قالَ: «و مَن جَحَدَ نبِیًا مُرسلًا نُبُوّتهُ و کَذَّبهُ فدَمُهُ مُباحٌ» قال فقُلتُ: أ رأیت مَن جَحَدَ الإِمامَ مِنکم ما حالُهُ؟ فقال: «مَن جَحَدَ إِمامًا مِن اللّهِ و بَرِیءٌ مِنهُ و مِن دِینهِ فهُو کافِرٌ مُرتدٌّ عنِ الإِسلامِ لِأنّ الإِمامَ مِن اللّهِ و دِینهُ مِن دین اللّهِ و مَن برِیءٌ مِن دین اللّهِ فهُو کافِرٌ و دمُهُ مُباحٌ فِی تِلک الحالِ إِلّا أن یرجِعَ و یَتُوبَ إلی اللّهِ مِمّا قال و قال و مَن فتک بِمُؤمِنٍ یُرِیدُ نفسهُ و مالهُ فدمُهُ مُباحٌ لِلمُؤمِنِ فِی تِلک الحالِ.»1
حضرت در اینجا لفظ جحود را استعمال کرده است.
تلمیذ: آیا جحد انکار است؟
استاد: بله، انکار است.
تلمیذ: آیا یعنی اینکه واضح باشد ... ؟
استاد: بله، برای خودش واضح باشد و در مقام عناد باشد.
این یک روایت بسیار شریف است که میتوانیم مطالب زیادی از این روایت استفاده کنیم. «لِأنّ الإِمامَ مِن اللّهِ و دِینهُ مِن دین اللّهِ»؛ حضرت در اینجا علّت را بیان میکند، بعد میفرماید: «إِلّا أن یرجِعَ و یَتُوبَ إِلی اللّهِ» در اینجا اثبات توبه دارد ولی در روایاتی که بعدش میآید «فلا توبة لَه» دربارۀ ارتداد داریم.
روایت دوم: روایت صحیح از کافی است که نفی توبه در آن آمده است:
مُحمّدُ بنُ یعقُوب عن علیّ بنِ إبراهیم عن أبِیهِ و عن عِدّةٍ مِن أصحابِنا عن سهلِ بنِ زِیادٍ جمِیعًا عنِ ابنِمحبُوبٍ عنِ العلاءِ بنِ رزِینٍ عن مُحمّدِ بنِ مُسلِمٍ قال: سألتُ أباجعفرٍ علیهالسلام عنِ المُرتدِّ فقال: «مَن رَغِبَ عنِ الإِسلامِ و کَفَرَ بِما أُنزِلَ علی مُحمّدٍ صلّی الله علیه و آله و سلّم بعد إِسلامِهِ فلا توبةَ لهُ و قد وَجَبَ قَتلُهُ و بانتْ مِنهُ امرأتُهُ و یُقَسَّمُ ما تَرکَ علی وُلدِهِ.»2
جناب شیخ هم این روایت را از سهل بن زیاد نقل میکند.
روایت سوم: بسیار روایت مهمی است و باید روی این روایت دقت کنیم چون تبعاتی دارد و فروعاتی بر این روایت متفرّع میشود، میفرماید:
- . وسائل الشیعة، ج 1۸، ابواب حدّ المرتد، باب 1، ص 544، ح 1.
- . همان، ح 2.

