معنای ارتداد و ذکر بعضی از آیات و روایات در این باب
11و بِالإِسنادِ عنِ ابنِمحبُوبٍ عن هِشامِ بنِ سالِمٍ عن عمّارٍ السّاباطِی قال: سمِعتُ أباعبدِاللّهِ علیهالسّلام یَقُولُ: «کلُّ مُسلِمٍ بین مُسلِمِین إرتدّ عنِ الإِسلامِ و جَحَدَ مُحمّداً صلّی الله علیه و آله و سلّم نُبُوّتَهُ و کَذَّبَهُ فإِنّ دَمَهُ مُباحٌ لِمَن سَمِعَ ذلِک مِنهُ و امرأتُهُ بائِنةٌ مِنهُ یوم ارتدّ و یُقَسَّمُ مالُهُ علی ورثتِهِ و تعتدُّ امرأتُهُ عِدّة المُتوفّی عنها زَوجُها و علی الإِمامِ أن یَقْتُلهُ و لا یَسْتَتِیبَهُ.»1
نکته در اینجاست که میفرماید: «و امرأتُه بائنةٌ منه یومَ ارتدّ و ...» یعنی از روزی که مرتد میشود، امرأۀ او بائن است. این مسئلۀ مهمی است، ما باید بدانیم از روزی که مرتد میشود، احکام ارتداد بر او بار میشود!
این روایت میفرماید که از روزی که مرتد است «امرأتُهُ بائِنةٌ مِنهُ یوم ارتدّ و یُقَسَّمُ مالُهُ علی ورثتِهِ و تعتدُّ امرأتُهُ عِدّة المُتوفّی عنها زَوجُها» و روایت اول میفرماید: «مَن جَحَدَ إِماماً مِن اللّهِ و بَرِئ مِنهُ و مِن دِینهِ فهُو کافِرٌ مُرتدٌّ عنِ الإِسلامِ» جحود موجب ارتداد است و در ادامه میفرماید: «إِلّا أن یرجِع و یَتُوبَ إِلی اللّهِ»؛ مگر اینکه برگردد و توبه کند. آیا این توبه کشف از عدم ارتداد میکند؟ یا اینکه کشف از عدم ارتداد نمیکند بلکه این توبه موجب عدم ترتّب احکام ارتداد است؟ آیا این زن باید بعد از توبه، نکاح مجدد کند؟ یا اینکه این توبه کشف میکند از عدم ارتداد واقعی؟ اینها نکتههای بسیار مهمی هستند که در این روایات وجود دارند، یعنی حرف دارند و باید بعداً به اینها برسیم.
ما الآن این روایات را میخوانیم و بعداً بحث کلّی میکنیم. آخرین بحث ما جمع روایی است. یعنی وقتی که مطلب را در مورد ارتداد تمام کردیم، تازه باید سراغ روایات بیاییم و خلاصه ببینیم که متون در اینجا برای ما چه مطالبی دارند. این هم یک مطلب.
روایت چهارم: اسناد شیخ است:
عن مُحمّدِ بنِ یحیی عن أحمد بنِ مُحمّدٍ عن علِیّ بنِ الحکمِ عن مُوسی بنِ بکرٍ عنِ الفُضیلِ بنِ یسارٍ عن أبِیعبدِاللّهِ علیهالسّلام أنّ رَجُلًا مِن المُسلِمِین تَنَصَّرَ فَأُتِی بِهِ أمِیرُالمُؤمِنِینَ علیهالسّلامُ فاسْتَتابَهُ فأَبَی علیهِ فَقَبَضَ علی شَعرِهِ ثُمّ قال: «طَئُوا یا عِباد اللّهِ»، فَوَطِئُوهُ حتّی ماتَ.2
- . همان، ح 3.
- . همان، ح 4.

