معنای ارتداد و ذکر بعضی از آیات و روایات در این باب
3کلید اصلی مبحث ارتداد
اما یکوقت «مَطَر» را میبینم که آمده است و به نزول مَطَر علم دارم، درعینحال جحد میکنم. جحد در لغت بهمعنای «علم به شیء و انکار شیء» است. و این نکتۀ لطیف و دقیقی است که باید این مطلب را مدّنظر داشته باشیم، چون در بعضی از روایات هم آمده است و این نکته، کلید اصلی برای مبحث ما است. ما در باب ارتداد، جحد را لازم داریم، نه عدم الاعتقاد را. به عدم الإعتقاد ارتداد نمیگویند بلکه به جحد ارتداد میگویند.
در اینجا میفرمایند: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَن يَرۡتَدَّ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَسَوۡفَ يَأۡتِي ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ أَذِلَّةٍ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ يُجَٰهِدُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوۡمَةَ لَآئِمٖ ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ﴾ یعنی کسی که برگردد و اعتقادی را رد کند و جحد کند، خداوند اقوامی را میآورد که اینها مدافع دین هستند.
موجب ارتداد نبودن اظهارنظر در مسئلۀ فرعی دین
نکتهای که در این آیۀ شریفه هست ـ إنشاءالله جلسۀ آینده هم دربارهاش صحبت میکنیم ـ این است که ﴿مَن يَرۡتَدَّ مِنكُمۡ عَن دِينِهِ﴾؛ کسی که از دین برگردد یعنی دینش را کنار بگذارد. چه وقتی انسان از دین برمیگردد؟ منبابمثال یکوقت انسان میگوید: در حج ذبیحه وجود ندارد یا میگوید: در شکّ بین ثلاث و اربع، نظر من بر بطلان صلاة است؛ این یک مطلب است و به این ارتداد نمیگویند و «ردّ عن دینه» نمیگویند. کسی که مثلاً در یک مسئلۀ فرعی اظهارنظری میکند، نمیگویند که ﴿مَن يَرۡتَدَّ مِنكُمۡ عَن دِينِهِ﴾. اظهارنظر و بیان عقیده در یکی از مسائل فرعیۀ دین، «إرتدّ عن دینه» نیست.
بیان آنچه که موجب ارتداد است
پس ارتداد به چه گفته میشود؟! ارتداد به انکار توحید یا بعثت رسول یا اصل شریعت گفته میشود. یعنی رسول را به رسالت قبول دارد ولی احکام او را قبول ندارد؛ این مرتد است و جحد میکند، به این میگویند: «إرتداد عن دینه».

