معنای ارتداد و ذکر بعضی از آیات و روایات در این باب
9من کمک میکنم، نگاه کن ببین به این دارالایتام امسال اینقدر کمک کردهام، به این دارالعجزه اینقدر کمک کردهام، به این فقرا اینقدر دادهام و... اما به این آخوندها خمس نمیدهم که خودشان بخورند!
این بیچاره تقصیر ندارد! آنچه او در محیط خودش از اینها دیده است و برای من نقل کرده است اگر من هم بهجای او بودم نمیدادم! آنچه از اینها دیده و آن مسائلی را که دیده است ـ در یکی از شهرستانها است ـ موجب این قضیه شده است. حالا آیا بگوییم که این شخصی که انکار خمس میکند مرتد است؟! اینهمه فقها الآن در ابتدای کتاب خمس، فتوا به ارتداد منکر خمس دادهاند اما نمیتوانیم بگوییم که این شخص مرتد است، چون او که انکار دین نمیکند! او نماز میخواند، با صداقت عمل میکند، امانتدار است و از انفاق ابایی ندارد. من وقتی که خمس اموالش را حساب کردم دیدم یک برابر و نیم آنچه که به او تعلق میگیرد به این فقراء انفاق کرده است! من ماندم که به او چه بگویم! آیا به او بگویم که اینها قبول نیست؟! آیا بگویم که هیچکدام قبول نیست؟! گفتم: فعلاً شما بر همین رویه باش! حالا آدم باید کمکم با او مدارا کند. اگر از اول بگویم که همۀ اینها باطل است همۀ اینها حرام است، میگوید که تو هم مثل بقیۀ آخوندها هستی! تو هم میخواهی اینجا بیایی و سر ما را کلاه بگذاری! آیا متوجه هستید؟!
﴿مَن يَرۡتَدَّ مِنكُمۡ عَن دِينِهِ﴾ یعنی دین را کنار بگذارد، یعنی این جحد و انکار به اصل شریعت و دین برگردد؛ در اینجا به آن ارتداد میگویند. بر این اساس روایاتی هم در وسائل الشیعه و همینطور در کتابهای دیگر داریم که به ترتیبی که در اینجا هست آنها را میخوانیم و همینطور در سایر ابواب فقه. در بحث کافر و در بحث نجاسات روایاتی داریم که باید همۀ روایات را نقل کنیم. در بحث میراث هم روایاتی در این زمینه هست که باید مطرح کنیم. روایات بسیار مختلف هستند. حالا یک نگاه اجمالی به این ابواب داشته باشیم.

