
انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
تفاوتهای ارتداد ملی و فطری و بررسی حکم توبه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین احکام فقهی ارتداد میپردازند و مباحث مربوط به ارتداد ملی و فطری را بر اساس روایات بررسی میکنند. بحث با تعریف ارتداد ملی به عنوان ارتداد مسبوق به شرک و ارتداد فطری به عنوان ارتداد مسبوق به اسلام آغاز میشود و شرایط استتابه و توبه دادن مرتد مورد تحلیل قرار میگیرد. در ادامه، تفاوت میان احکام مرد و زن در موضوع ارتداد تبیین شده و به این نکته اشاره میشود که واکنشهای عاطفی و احساسی زن در این احکام لحاظ شده است. در پایان نیز به شبهات بدوی و ریشههای شرک پنهان در نفوس انسانها پرداخته میشود.
انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین احکام فقهی ارتداد میپردازند و مباحث مربوط به ارتداد ملی و فطری را بر اساس روایات بررسی میکنند. بحث با تعریف ارتداد ملی به عنوان ارتداد مسبوق به شرک و ارتداد فطری به عنوان ارتداد مسبوق به اسلام آغاز میشود و شرایط استتابه و توبه دادن مرتد مورد تحلیل قرار میگیرد. در ادامه، تفاوت میان احکام مرد و زن در موضوع ارتداد تبیین شده و به این نکته اشاره میشود که واکنشهای عاطفی و احساسی زن در این احکام لحاظ شده است. در پایان نیز به شبهات بدوی و ریشههای شرک پنهان در نفوس انسانها پرداخته میشود.
انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
4فرق مقام اجمال و مقام اطلاق
فرق در مقام اجمال و مقام اطلاق این است که در مقام اجمال، فقط منظور متکلّم یا منظور امام علیهالسّلام صرف بیان اجمالی مسئله است اما بیان تفصیلی او میشود مقام اطلاق. اگر در نظر آقایان باشد قبلاً گفتیم که بین اطلاق و عموم هیچ فرقی نیست الاّ اینکه در عموم، الفاظِ دالّۀ بر عموم هست اما در اطلاق، لفظِ دالّ بر عموم نیست؛ ولی از نقطهنظر مصداق و از نقطهنظر متفاهم عرفی و از نقطهنظر دلالت دالِّ کلامی و لفظی ـ هم عموم و هم اطلاق ـ دلالت تام بر جمیع افراد و مصادیقشان دارند، و دالّ بر ترتّب حکم بر جمیع افراد و مصادیق است. از این نقطهنظر هیچ فرقی بین اطلاق و عموم نیست و نود درصد ـ تسعین بالمئة ـ اشتباهاتی که اصولییّن بین اجمال و اطلاق مرتکب شدهاند، برگشت آن به این است که نحوۀ بیان مسئله را خلط کردهاند و متوجه نشدهاند که نحوۀ بیان، موجب فرق است.
منبابمثال در روایت جمیل میفرماید: «فِی رجُلٍ رَجَعَ عنِ الإسلامِ فقال: یُستَتابُ فإن تابَ و إلاّ قُتِلَ» اگر یک شخص در اینجا سؤال کند که یابن رسول الله، این چه حکمی است که شما میفرمایید؟! منظور از «یُستَتابُ فإِن تابَ و إلّا قُتِل» در اینجا چیست؟1 اگر واقعاً منظور امام علیهالسّلام این باشد که در مرتد باید استتابه داده شود «و إِلّا قُتِل»، حضرت از اول میفرمود که این حکم استتابه و قتل بعد از استتابه مختصّ به مرتد ملّی است نه عام که شامل مرتد ملّی و مرتد فطری است. کاری ندارد که امام علیهالسّلام بفرماید: «المرتّدُ علی قسمین، مرتدٌ فطریٌ و مرتدٌ ملّیٌ، ملّی یُستتاب و الّا قتل، الفطری لا یُستتاب و قُتل»! پس چرا حضرت اینطور نفرمود؟! متکلّم وقت کم نمیآورد تا اینکه بخواهد تلگرافی سؤال کند! مثل تلفن راه دور یا تلگراف نبود که هر کلمهاش مثلاً یک تومان یا دو تومان هزینه داشته باشد، بلکه خدمت امام مینشست و سؤال میکرد. امام هم تا ظهر در مسجد مدینه مینشست و افراد میآمدند و سؤال میکردند. این که کاری ندارد! این را مقام اجمال میگوییم.
- . اینکه این مطلب را الآن عرض میکنم بهخاطر این است که مطالبی که بعداً میآیند، بر این اساس هستند.
