انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
5تلمیذ: این با قرینۀ روایت دیگر روشن شد. از خود روایت چطور میتوانیم این اجمال را بهدست آوریم؟
استاد: فرض کنید که قبلاً در یک وقت راوی آمده و خدمت امام نشسته و یک سؤال پرسیده که مربوط به اقسام مرتد بوده است و بعد حضرت مرتد فطری را بیان کردهاند، و مرتد ملّی مانده است. حالا اینجا یک نفر میآید و یک سؤال میپرسد که آقا، در مورد مرتد ملّی حکم چیست؟ حضرت میفرماید: «یُستَتابُ فإِن تابَ و إِلّا قُتِل». ما آن مقدار از روایت را نمیدانیم چون از مجلس امام علیهالسّلام فیلمبرداری نکردهاند تا اینکه بدانیم قبل از این چه کسی چه چیزی پرسیده است! بلکه ما وسائل الشیعه را باز میکنیم و باب «أنّ المُرتدّ عن مِلّةٍ یُستَتابُ» را میبینیم و اصلاً هم خبر نداریم که روایت جمیل بن درّاج است، و اینکه این جمیل در چه وضیعتی بوده، و آیا قبلاً از امام سؤال شده یا نه؟
دقت کنید! اینها خیلی مطالب و نکات مهمی هستند! اینها مطالب روایی هستند و بسیار جای دقت دارند! همینها خیلی به انسان فهم میدهند تا اینکه انسان بداند این جمیل که آمده و سؤال پرسیده، آیا مرتجلاً و ابتدائاً و اوّلاً بلااوّل از امام سؤال پرسیده یا اینکه قبلاً این سؤال مطرح شده بوده و بعداً جمیل سؤال کرده است!
عدم ادراک صحیح کیفیت تکلّم و تخاطب منشأ اشتباهات کثیر فقها
لذا خیلی از اشتباهات برای فقیه بهواسطۀ عدم ادراک صحیح کیفیت تکلّم و تخاطب پیدا میشوند؛ خیال میکند که این روایت الآن مطلق است که میفرماید: «فِی رجُلٍ رَجَعَ عنِ الإِسلامِ فقال: یُستَتابُ فإن تابَ و إلّا قُتِل» لذا میگوید: این منافات دارد با روایاتی که دلالت میکنند بر اینکه «لا یُستَتاب»! چه اشکال دارد که امام دربارۀ «رجل رَجَعَ عَن الإسلام» بگوید: «لا یُستَتاب»، آن شقّه را بیان کند یعنی شقّۀ مرتد فطری را بیان کند؟! چرا حضرت این شقّه را بیان کرد؟! اینجا است که ما به این نکته میرسیم که در مورد ارتداد باید اول استتابه باشد؛ یعنی جمیل در اینجا از نحوۀ ملّی و فطری سؤال نکرده است بلکه از اصل ارتداد سؤال کرده است.

