انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
8آنوقت در روایت داریم: «فی رجلٍ رَجَعَ عن الإسلامِ». اینطور نیست که «رجُل» به قرینۀ «یُستَتابُ فإِن تابَ و إِلّا قُتِل»، مربوط به مرتد ملّی شود تا اینکه بگوییم که ذیل روایت مخصِّص یا مقیِّد صدر روایت است. یعنی حکم در اینجا قرینۀ برای تقیید موضوع میشود؛ موضوع را به «نصرانیٌّ أسلَمَ» به قرینۀ روایات دیگر مقیَّد میکند. یعنی در اینجا روایات دیگری داریم ـ نکته در اینجا است که میخواهم برسم ـ که موضوع ملّی و فطری را مشخص میکنند، و وقتی که مشخص شد، ذیل روایت «یُستَتابُ فإِن تابَ و إِلّا قُتِل» مخصوص مرتد ملّی میشود نه مرتد فطری. ما نمیگوییم که صدر روایت را با این اختصاص که «رَجلٌ رَجَعَ عن الإسلام» است مقیّد به مرتد ملی میکنیم بلکه ما میگوییم که این روایت اصلاً دلالت بر مرتد ملّی و فطری نمیکند! وقتی که میگوید: «رَجلٌ رَجَعَ عن الإسلامِ»، این اختصاص به مرتد ملّی ندارد بلکه ارتداد بدوی را بیان میکند. حضرت میگوید که در ارتداد بدوی باید استتابه باشد.
معنای ارتداد بدوی و استنابۀ بدوی
خلاصه، همانطور که عرض شد ما دو قسم ارتداد و دو قسم هم استتابه داریم. اول ارتداد بدوی مثل همینکه برای این عالم پیش آمد؛ این ارتداد، ارتداد بدوی است و به این ارتداد واقعی نمیگویند. میگویند: «ردَّ»، شبههای که پیدا شود میگویند: «إرتدَّ». این ارتداد، ارتداد بدوی است. ملازم با این ارتداد، استتابۀ بدوی است؛ یعنی بیان امور، محاجّه، مباحثه و مطالب را برای این شخص تبیین و تعریف کردن. بر این اساس اگر این استتابه مؤثر واقع نشد، آنوقت سراغ ارتداد ثانوی میرود که ارتداد جدّی است؛ ارتداد واقعی!
معنای ارتداد واقعی و بیان حکم آن
در ارتداد جدّی و ارتداد ثانوی که ارتداد واقعی است، حکم به دو قسم تقسیم میشود: اگر ملّی باشد، استتابه بهعنوان حبس ثلاثة ایام است، استتابه بهعنوان ضرب و تهدید و مسائل جدّی است. اگر این شخص استتابه کرد که کرد «و إلّا قُتلَ». البته در مورد مرتدّ جدّیِ فطری «قُتِلَ».

