اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت

جلسه ۴

0
فقه
فقه

احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت

10
  • منافق هم که اسلام نیاورد کافر است. پس در اینجا برای برقراری یک توحید ظاهری، وظیفۀ حکومت اسلام این است که جلوی نشر این مسائل را بگیرد. این هم یکی از آن روایات است.

  • روایت دیگر روایتی است که مربوط به تقیه است. روایت محمد بن‌ علیّ ‌بن‌ حسین در عیون أخبار الرضا است که اسنادش از فضل بن شاذان:

  • عنِ الرِّضا علیه‌السّلام فِی کتابِهِ إِلی المأمُونِ قال: «و لا یَجُوزُ قَتلُ أحدٍ مِن النُّصّابِ و الکُفّارِ فِی دارِ التَّقِیةِ إِلّا قاتِلٍ أو ساعٍ فِی فَسادٍ و ذلِک إِذا لم تَخَفْ علی نَفسِک و أصحابِک».

  • این روایت هم دلالت می‌کند بر اینکه در دار تقیه نمی‌توان حکم به قتل داد، یعنی درصورتی‌که تقیه باشد.

  • در اینجا روایاتی داریم که مربوط به غُلات و قدریّه است1 که در بحث قدریّه، اینها را بیان می‌کنیم و می‌گوییم که منظور از غلات چه کسانی‌ هستند و افرادی که امروزه قائل به الوهیت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام هستند آیا اینها جزء غلات‌ هستند یا نه. در ایران هم وجود دارند. در همین اطراف طهران هم یک‌عده هستند که قائل به این قضیه هستند.

  • تلمیذ: با یکی از ائمۀ جماعات آنها صحبت کردم و به او گفتم که اینها این‌طور هستند. گفت: «نه، من پیش‌نمازشان هستم، آنها نمی‌گویند که علی خدا است و کلماتشان طوری است که ... ولی مثل عقاید ما است» گفتم: «اما من خلافش را شنیده‌ام.»

  • استاد: البته باید همۀ اینها مورد دقت قرار بگیرند و باید در عبارات دقت کرد. روایتی داریم: «نَزِّلونا عنِ الرُّبوبیةِ و قُولوا فینا ما شِئتُم».2

  • تلمیذ: آیا استضعاف آنها هم شرط است؟

  • استاد: بله، یا اینکه به نحوۀ بیان کردن هم است:

  • من نگویم که علی خدا نیست***ولیکن از او هم جدا نیست3
  • کسانی که می‌خواهند به این کیفیت مطلب را بیان کنند، یا آن مقام و عظمت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را در عبارتی که موجب بعضی از تخیلات می‌شود یا اینکه بعضی از آنهایی که مسائل وحدت وجود را بیان می‌کنند و بعضی قائل به کفر اینها هستند، خلاصه باید در همۀ اینها تأمل کرد و انسان بی‌جهت نمی‌تواند حکم به کفر اینها بدهد.

    1. وسائل الشیعة، ج 1۸، ابواب حد المرتد، باب 6، حكم الغُلاةِ و القدرِیةِ، ص 552.
    2. ارشاد القلوب، ج 2، ص 427 (با قدری اختلاف): «انفُوا عنّا الرّبوبیةَ و قولوا ما شِئتم؛ بحر المعارف، ص 339 (باقدری اختلاف): «اميرالمؤمنين عليه‌السّلام: ‌”لا تَجعلونا أربابًا و قولوا فى فضلِنا ما شِئتُم، فإنّكم لا تَبلغون كُنهَ ما فینا‌‌“.»؛ مختصر البصائر، ص 204 و الغدير، ج 7، ص 34 و بحر المعارف، ص 351 (با قدری اختلاف): «عن كامل التمّار قال: كنتُ عند أبى‌عبدالله علیه‌السّلام ذاتَ یوم، فقال لى: ‌”یا كاملُ، اجعلوا لنا ربًّا نَئوبُ إلیه و قُولُوا فینا ما شِئتُم‌‌“.»4ـ بحار الأنوار، ج 25، ص 279؛ الغدير، ج 7، ص 34؛ بحر المعارف، ص 351: «اجعَلونا مخلوقینَ و قولوا فینا ما شئتم، فلن تبلُغوا.»5ـ بحار الأنوار، ج 10، ص 92؛ ج 25، ص 270؛ الخصال، ج 2، ص 614 «قولوا إنّا عبیدٌ مَربوبون، و قولوا فى فضلنا ما شئتم.»
    3. دیوان میرزا حبیب الله خراسانی، ص 220:
      اگـر گویی عـلـی عـیـن خـدا نیست***بگو نیز از خـدا هـرگز جـدا نیست