احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت
8انحصار موضوعیت داشتن در حکم امام معصوم علیهالسّلام و لاغیر
غیر از امام معصوم علیهالسّلام حکم تمام افراد طریقیت دارد و موضوعیت ندارد؛ الاّ در بعضی موارد که خود شارع در آنجا حکم میکند. حتی خیلی از موارد داریم مثل رؤیت ماه که شما علم دارید و با همین دو چشم خودتان ماه را دیدهاید، اگر حاکم حکم کند بر اینکه فردا آخر ماه رمضان است، بر شما حرام است که روزه بگیرید چون علم دارید! با همین دو چشمتان ماه را دیدهاید ولو حاکم حکم کند به بقاء شهر رمضان، اما روزه گرفتن در اینجا بر شما حرام است! بله، اظهار این مطلب و قضیه حرام است! شما ماه را دیدهاید، پس بروید و برای خودتان روزهتان را بخورید، به کسی هم کار نداشته باشید! چهکار دارید؟! مگر شما وقتی با عیالتان هستید همه را جمع میکنید تا اینکه تماشا کنند و شهادت بدهند؟! نه آقاجان! تازه میروید و در اتاق را هم میبندید و اگر زمستان باشد و هوا هم سرد باشد سهتا بالاپوش هم رویتان میاندازید و همۀ سوراخ و سمبهها را هم میبندید و سر بچه را هم گرم میکنید، به آنها یکمقدار نخودچی میدهید، و خلاصه تهدید میکنید که اگر کسی سرش را از لحاف بلند کند چه و چه خواهد شد!! تمام این کارها را انجام میدهید! نمیروید بالای تپه و خلقالله را هم جمع کنید!
قضیۀ حکم حاکم هم همین است. اگر شما آمدید و رؤیت ماه کردید دیگر لازم نیست که در بوقوکرنا کنید که من ماه را دیدهام! وظیفۀ شرعی شما این است که بروید و روزهتان را بخورید، احترام حاکم را هم داشته باشید، احترام حکومت اسلامی را هم داشته باشید، به کسی هم نگویید، تمام شد دیگر! این را میگویند: مقام ثبوت و مقام اثبات.
بنابراین این مسئلهای است که ما این را بهعنوان یک مبنای فقهی مورد توجه قرار میدهیم. مبنای فقهی ما در مورد ترتّب احکام یا در مورد تعیّن موضوعات، براساس نفسالأمر و واقع است، و تمام آنچه از ناحیۀ شرع بهعنوان قضیۀ اثباتیه در این موارد بیان شده است به عالم ثبوت کاری ندارد و این مسئله در جمیع ابواب فقه و در جمیع فروعات مورد استفاده قرار میگیرد؛ منبابمثال در باب زنا آیا حد مترتّب بر نفس زنا است یا مترتّب بر شهادت اربعة عدول است؟! نه، مترتّب بر نفس زنا است، و شهادت در مقام اثبات است. بعضیها میگویند که مترتّب بر شهادت است، یعنی نفس حد بر زنا تعلق نمیگیرد؛ منبابمثال اگر شما هزارتا زنا هم کرده باشید، حتی اصلاً در حکومت امیرالمؤمنین علیهالسّلام هم نمیتوانند شما را حدّ بزنند و این حدّ مترتّب بر شهادت است! اگر شما رفتید و در خیابان که چند نفر عبور میکنند این کار را انجام دادید و آنها هم کالمیل فی المکحله دیدند، آنوقت حد مترتّب میشود؛ والاّ اصلاً حدّی نیست بلکه فقط گناهی مرتکب شدهاید، مثل اینکه آب غصبی را نوشیدهاید و کار حرامی را انجام دادهاید و بعد هم باید بروید و قیمتش را بپردازید. این هم همینطور است؛ اصلاً هیچ حدّی بار نمیشود! همینطور در مورد زنای به عنف هم حد بار نمیشود درصورتیکه شهادت نباشد! خیلی بعید است که انسان چنین حرفی را بزند که زنای به عنف باشد ولی حد مترتّب بر شهادت باشد! اصلاً چنین مسئلهای بعید است و بودند افرادی که قائل شدند! منبابمثال یکی از افرادی که قائل به این قضیه بودند، همین آقای حاج سید رضا بهاء الدینی بود که از دنیا رفتهاند. ایشان قائل به همین مسئله بودند که ثبوت حد مترتّب بر اثبات است نهاینکه مترتّب بر مقام ثبوت است. این یک مسئله و در موارد دیگر هم همینطور است.

