اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت

تفاوت عالم واقع با محاکم ظاهری در اجرای احکام ارتداد

14٬276
فقه

این جلسه از سلسله دروس خارج فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از قاعده‌های مهم فقهی یعنی تفاوت میان مقام اثبات و مقام ثبوت در اجرای احکام شریعت می‌پردازد. استاد ابتدا با بررسی روایات باب ارتداد و زندیق، نشان می‌دهد که احکام شرعی در عالم واقع دائرمدار نفس‌الأمر و ثبوت واقعی هستند، در حالی که محاکم ظاهری و قضاوت نیازمند دلایل و بیّنات در مقام اثبات‌اند. در ادامه، با ذکر مثال‌هایی از احکام ارتداد، مسخره کردن دین، و نحوه برخورد با غلات، تبیین می‌شود که اثبات جرم در دادگاه شرایط خاص خود را دارد، اما ثبوت واقعی با علم مکلف یا واقعیت امر متفاوت است. در پایان نیز ضمن نقد برداشت‌های افراطی از برخی روایات کفر و ارتداد، بر لزوم احتیاط و اجتناب از قضاوت‌های شتاب‌زده در احکام فقهی تأکید می‌شود.

احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت

توضیحات:

این جلسه از سلسله دروس خارج فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از قاعده‌های مهم فقهی یعنی تفاوت میان مقام اثبات و مقام ثبوت در اجرای احکام شریعت می‌پردازد. استاد ابتدا با بررسی روایات باب ارتداد و زندیق، نشان می‌دهد که احکام شرعی در عالم واقع دائرمدار نفس‌الأمر و ثبوت واقعی هستند، در حالی که محاکم ظاهری و قضاوت نیازمند دلایل و بیّنات در مقام اثبات‌اند. در ادامه، با ذکر مثال‌هایی از احکام ارتداد، مسخره کردن دین، و نحوه برخورد با غلات، تبیین می‌شود که اثبات جرم در دادگاه شرایط خاص خود را دارد، اما ثبوت واقعی با علم مکلف یا واقعیت امر متفاوت است. در پایان نیز ضمن نقد برداشت‌های افراطی از برخی روایات کفر و ارتداد، بر لزوم احتیاط و اجتناب از قضاوت‌های شتاب‌زده در احکام فقهی تأکید می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت

7
  • اما اگر شخصی مثل روز روشن می‌داند که حق با او است، همان‌طورکه این زوجۀ او است، این مال هم برای او است و این فرد آن را غصب کرده است، این دیگر رجوع به قاضی ندارد! اصلاً برای چه به قاضی رجوع کند؟! از باب اضطرار و از باب اخذ حق در اینجا به قاضی رجوع می‌کند نه از باب رفع شبهه. دقت کنید که قضیه دوتاست! روایاتی که داریم بر اینکه اکل مال سحت است و حرام است و مشتبه است، مربوط به آنجایی هستند که مسئلۀ شبهه مطرح باشد؛ طرفین حکم مسئله را نمی‌دانند و در مصداق یا در حکم شبهه دارند ـ چه در موضوع و چه در حکم ـ و به قاضی شرع مراجعه می‌کنند.

  • البته رجوع به قاضی کفر حرام است! مالی هم که می‌خورد باطل و سحت است! ولی ما فرض را در اینجا بر محکمۀ شرع می‌گذاریم و می‌گوییم که رجوع به قاضی در محکمۀ شرع برای رفع شبهه است. کسی که شبهه ندارد برای چه رجوع کند؟! من‌باب‌مثال می‌داند که این زن، زن او است و ده یا پانزده سال هم با او زندگی کرده است، حالا شخصی دوتا دلیل آورده است که این زن من است. کسی که خودش می‌داند این زن زوجۀ او است دیگر رجوع به قاضی معنی ندارد! رجوع به قاضی فقط برای تظلّم است، برای غیر از این نیست.

  • طریقیت داشتن قاضی در انفاذ حکم

  • آیا می‌توانیم بگوییم که او در اینجا باید به حکم قاضی عمل کند؟! نمی‌توانیم! چون رجوع به حکم قاضی که موضوعیت ندارد! قاضی و امثال قاضی در انفاذ حکم، طریقیت دارند نه موضوعیت. عالم واقع و نفس‌الأمر به‌جای خودش محفوظ است. و این خیلی مسئلۀ مهمی است که در باب ولایت فقیه و در حکومت اسلامی کاربرد دارد که آیا حکم حاکم موضوعیت دارد یا طریقیت! این مسئله آنجا به‌درد می‌خورد، آیا متوجه شدید؟!

/